ای ایرانی هرکه هستی باش اما تورا بخدا وند سو گند میدهم تکبر  را

کنار بگذار     

این مقاله ام راکه  تجربه  از پا رینه های زندگی میباشد را  نا به

آخربخوان وبه معنی واقعی این شعر فکرکن  که سروده شده هرگز

نرسی به کعبه ای ا عرابی این ره که تو میروی به ترکستان است =


  در این مورد را میتوان  شاره نمود به بزرگتر های  

خانواده  ها ئی    که بسیار شایق هستند فرزندان وخودشان را در  

رهگذر حیات زندگی طوری هدایت کنند که دررفا ه ما فوق تصور          

اشرافی قرار گیرند واین میسر نخواهدبود مگر ازراه تجاوز بحقوق

مردم

وتطا ول اموال عمومی که بزنند و ببرندو بکشندو هیچکس جلودارشان

نباشد نتیجه  این میشود که دست آخرفرزنذان نادانی پیدا میکنند


که کل خانواده را بقول شاعر به گدا ئی برو ستا میبرند ودر عوض

روستا

زادگان دانشمند به بزرگی جامعه خود میرسند= تا زمانی که فرهنگ

غلط جامعه سر جایش بماند  این الا کلنگ مرتب با بالاو پائین

میرودواین  تراژ دی های مخرب تا قیامت  تکرار در مکررات میشود

که مصداقش  را    اکنون   در سوریه مشاهده میکنید


ونمونه اش در کشور خودمان  مبارزه با استفاده کردن از

تماشا کردن ماهواره ها میباشذ و برنامه های رادیو و تلو زیون ها ی

مان هرگز ما را به خدائی شدن و جامعه را به استاد شدن نمی رساند

نتیجه  چه شده ؟؟؟؟؟؟مردم با هزار طرفند ازاین رفتارو کردار فرار

میکنند  وبه رادیو وتلویزیون کشور های دست نشانده استکبارو استعمار


 

روی می آورندوفیلم هائی را تماشا کنند که چطور در کشور های

استعمارگر ما فیا ئی ها تحت داستانهای جمیله و کوفت وزهرمار نشان

میدهد که اینگونه کشورها سرمایه داری واداره امورشان بالشگر هائی

از آ دمکش ها وغارتگران  اداره میشود======و روزدگرآن          

د یگر ی جایش را میگیر د


 

این فرهنگ را بخو رد  مردم کشور هایشان میدهند که اگر میخواهیددر

رفاه وقدرت قرار گیرید در لشگر های گوناگون ما که چون قارچ های

سمی رشد پیدا میکنند بپیوندید تا قدرتمنذ شوید====== تیجه چه

میشود نطری با طراف و اکناف خود اندازید مثلا سوریه را در نظر

بگیر ید که درزمان  عبدالناصرمصری بعلت خود محوری هایش

سیحونیسم سامری مذهب یک مشت ارازل واوباش را بر ملت بدبخت

سوریه تحمیل کردند و ماجرا هائی چون امروز بوجود آمد ووطن

پرستی جون سرهنگ حافظ االا سد پدر رئیس جمهور فعلی پیداشد و


      آ نها را کوبید وکشوری درست کرد که نزدیک چهل سال در

آرامش زیست====ولی حالا چه عواملی پیداشده که صا حبان بمب

های اتمی اشک تمساح میریزندوبرای بقدرت رسانیدن دلقک هائی چون

ایوان یابوها وباز ماندگان عبدلوهاب انگلیس مذهب برای رفتن فرزند

اسد باخرج کردن هزاران ملیارد  د لارکوتاهی  نمیکنند ومیگو یند

فرزند اسد باید برود====چرا اینطور ا ست چون اسد جوان هم گول

دشمنانی را خورد که گردش جمع شدند و فرهنگ مردم سوریه را زیر

فرهنگ جنگ ساختگی بین المللی اول که برای چنین روزی نگاهداشتند

که بتوانند ار خاور میانه ثروتمند تعدادد بیست کشور روستا نشین فقیر

بسازند که نمیخواهم نام کثیف این اوباش هارا ببرم=====ای

دلسوختگان وطن که انقلاب کرده اید بهوش باشید نظر دشمن اول بما

میباشدشمارا  بخداوند بنام مبارک پیامبر

ونام های مقدس باز ماندگان پیامبر اکرم سو گند میدهم بیائید این حزب

بازی وووو را که راه انداخته اید بکنار گذارید میدانیم هم اصول کرایان

وهم اصلاح طلبان فرزندان چون من 86 ساله هستید روح مقدس

اجدادمان که این سر زمین وسیع بامردم عزیزش در کنف ارشاد همگی

شما گذارده اند بار دگر یک دل ویک جهت باشید هرکس ایده وگفتگوئی

دارد بحق است بایددر معیت یک دیگر از پیرمردی چون من وطفل شیر

خوار ا ین کشور یک ارتش 70 ملیونی شویم نه برای جنگ


بلکه=====برای برابری ویاری ر سا نید ن به  یکدیگر رستاخیز کنیم

واین میسر نمیشودمگر اینکه این بگیر ببندهای بیجهت را کنار بگذاریم  

 تلویزیون هایمان دانشگاه شوند وعلم ودانش را ولو از کشورهای دشمن

 بگیرندبجای اینکه به تن مردم تو جه کنید بروح پر فتوح مردم توجه

کنید توجه کنید در چه کشوری هستید که هر استان مان با اسنان دیگر

صد ها کلومتر جاده مولصلاتی دارد وبه هر استانی که بروی غریبه

نیستی دشمن میخواهداین عظمت فتری را از ما بگیرد فارس و کرد و

ترک و بلو چ میخواهد هرکس در جیبش شنا سنامه ایرانی دارد یک

آرین ایرانی است=====نمیخواهم با پرگو ئی سر شمارا درد بیا ورم

باز قسم تان میدهم رحم کنید این اصول گرائی های غیر اخلاقی را کنار

بگذاریم همه یکدل فر یاد بزنیم======ای دشمن گر توسنگ خاره ئی

من آهنم جان همه ما فدای خاک پاک میهنم====تا گرذش جهان و نور

ایزدی بجاست جان ما فدای مردم پاک ایران ماست

+ نوشته شده توسط محمد علوی در شنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۱ و ساعت ۱۱ قبل از ظهر |

باز محرم شدو دلها ی پاک ..معظوف به جهاد اکبر ی که بنیا ن  

گذارش

سومین امام از معصومین عصمت وطهارت که همیشه امام ؟؟؟؟؟

برحق اولاد علی مرتضی میباشند*و ا مر وز تکرار در تکرار های

این جهاد اکبربرای دفا ع از شرف امانت گرفته از یزذان

پاک ا نسا ن ها ی جها ن دگر بارآغاز میگردد

 


 

ومن برای چندمین بارحکایت دیدارخودرا با عارفی از عارفان جهان را تکرار میکنم ؟در آن

روز 18 سا له بودم و سال 1325 شمسی بودکه تعطیلات تحصیلی خودم را در روستای 

مرا نک دماوند میگذراندم وطبق معمول روزها برای کمک به پدرم در برداشت مخصول گندم 

سرخرمن آن میرفتم که سهمیه گندم  کشا ورزان ومالک راتقسیم نمایم که این عمل از ظهر

هرروزتا غروب آ فتاب ادامه  می یا فت


 

یکی از این روزها حدود سا ت 12آقای نا شناسی سر خرمن آمد وبمن گت ممکن است از این

گندم مقداری بمن بدهیدکه با آن نانی برای نهارم  بخرم متوجه شدم این شخص گدا نیست

شخص محترمی بنظرم رسد* با ادب گفتم نهار خودم را ازمنزل آورده ا م بفر مائیدتوی سایه

بان میهمان من باشید بعد صرف نهار وقدری گفت و گوگفتم ظرفی دارید که برای شما گندم

بریزم

جواب داد من از شما تقا ضای سله تهیه نانی برای نهار نمودم که شما میهمانم کردید برای رفتن

عجله دارم شامم هم جای دیگر حواله میشودحال یرای سپاس گذاری از شما دوبیت شعر

میخوانم امید وارم بدرستی معنی آنرا در یابیدبعد با ترنم این دوبیت را خواند


 

گل گفت که من صفات عا لی دارم با آل رسول هم نشینی دارم... رنگم زمحمد ا ست و بویم ز

علی خلق حسن و خوی حسینی دارم جواب دارم

 ما فقط 12 امام داریم که هریک د رسی از بازی های زندگی را بما آ موخته اند

رنگ و بوی گل احتیاج به تفسیر ندارداما خلق حسن احتیاج به تفسیر داردکه وقتی  باصطلاح

خادمان مردم راه خیانت پیشه میکنند ومسند جاه و ریاست وخیانت را بر میگزینند جون علی صلحی موقت را یاد مردم میدهدو میفر ما ید که خود مردم بعدها خدمت خیانت گران خوا هند رسید


 

ومیبینیم که این خلق حسن چه آثار گران بهائی را بجای گذاشت وخاندان بنی امیه وبنی عباس

چون ابولهب گرفتار نفرت مردم شدند وهیزم جهنم سازان جهان آزادی وحریت مردم شدند

اما خوی حسین در جهاد ا کبرش کلبرگهای گلستان محمدی را در صحرای نینوا پرپر کرد تا

حقه های این گلها به بزر نشیندوتا روز قیامت گلهای ایثار ومردم سالاری شکوفا شوند وخا ئنین

به خدا ومردم به مراد خود نرسندوبهار آزاد زندگی کردن همیشه چون صبح صادق فر وردین

بدمدوبهار آزادگی بر جا بماند بقیه را خودتان فکرکنید که این عارف ره گذر چه پا سخی بمن

دادو براه خود ادامه داد و این راه حقیقت تا قیامت کبرا ادامه خوا هد یافت

هرگز نمیرد دلی که زنده شد بعشق ثبت است در جر یده عا لم بقای ما

با ز برای چند مین بار بلاگفا مقاله قبل از این مقاله را حذف نمود

مقاله ئیکه دوماه تمام روی دید مردم از طریق

گوگل بود وا قعا از اعمال این سایت محترم بتنگ آمده ام ؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط محمد علوی در شنبه ۱۳۹۴/۰۷/۱۸ و ساعت ۶ قبل از ظهر |

چندخا طره  عبرت انگیز از گذ شته  های سالهای 1290 تا 1342

شمسی که مرحوم پدرم شاهد ونا ظر یکی از این خا طرات بود  را

دوستان بخوانند وبا زمان حال مورد سنجش قرار دهند تا  برای مردم

اهل تفکر و اندیشه؟؟؟؟؟ تاریخ مشعشع ما روشن گر دد


 

اولین  خا طره پوش تعزیه خوانی مسجد روستا ی مرانک         

از پنج ولایت  دماوند

بنام های جاجر ود وسیاه رود و تار رور وابر شیوه میباشد که این

محل بشمال کشور استان مازندران از دوراه موا صلاتی    هراز  و

فیروز کوه راه داردکه تا اوایل سلطنت رضا شاه جزئی از استان

مازندران بود وبعد بدلیل وصل دما وند به شمیرانات تهران جزو استان

تهران در آمدودر اواخر سلطنت پهلوی ها جزو استان سمنان شد وبعد

انقلاب باز به ا ستان تهران بر گشته ا ست


 

 میروم روی داستان چادر یا پوش مسجد این روستا

در حیات این مسجد که فضای سر بازش حدود سی متر در سی متر 

یعنی نهصد متر مربع وسعت داشت ودر ایام محرم یک چادر تگ پایه

ئی با ر تفاع  15 متر بر پا میشدکه وزن این چادر بیش از 500 کیلو

بود که هر طرفش چهار ریسمان 3 سانتی متری وصل میشد که

ازروی پشت بامهای مسجد عبور میکرد وبیرون دیوار های مسجد

مهار میگشت وبرای برپا ئی این چادر که پوش نام داشت بیش از سی

چهل نفر مرد قوی بنیه مدت یک روز فعالیت میکردند تا این پوش سر

پا می ایستاد ودا خل سقف پوش چرم دوزی های بسیار زیبا و

رنگارنگ همراه نبشته های خوش خط از اشعار حماسی شاهنامه

فردوسی هوش از سر عا رف و عا می میربود


 

حال بشنوید آخرین حکایت این چادر یا پوش را وبا فکر وانیشه های

خود مشورت نمائید که اینهم یکی ازما جراهای رفته بر تا ریخ این

کشور  است


 

این اطلا عات را من ازدونفر بدست آ ورده ام که یکی از آنها مرحوم

ابراهیم فخرا ئی خواهرزاده میرزا کوچک خان بود که در سال 1329

بعد از رها ئی از بند ر ضا شا هی ر  ئیس ا نبار های چای کار

خانجات لا هیجان بود ومن ناظر بهره برداری چای لاهیجان د  ر

شرکت چای سازمان برنامه آن زمان بودم  وروابط  دوستی پدر

فرزندی با آقای فخرا ئی داشتم وداستان خالو قربان را نقل قول از

پدرم برایش تعریف کر دم وایشان یک جلد کتاب جنگل نبشته خودش

را به  من هد یه نمود در این مقال خا طرات آقای فخرائی و پدرم را

مینو یسم


 


روزی از پدرم  پر سیدم که این چادر  یا پوش مال این مسجد واین

روستا نیست از کجا پیدایش کرده ا ید؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب دا دند فرزند م در ست میگوئی منهم سر نبشت های رفته بر این

چادر یا پوش را بجز این حکا یتی که برایت تعر یف میکنم نمیدانم

ولی با ید قدمت آن از چند قرن بیشتر باشسد زمانیکه مرحوم پدر

بزرگت بخا طر کذشته های خاندان مرعشیان  دما وند و مازندران

باین روستا رحل اقا مت اندا ختند ومشغول به امور کشا ورزی خود

شدند زمانی بودکه دولت قا جا ر به پرتگاه سقو ط ر سید ه بو د و

هرج و مرج عجیبی در کشور بوجود آ مده بود از جمله قضیه میرزا

کوچک خان وخالو قربان که در این زمان این دو بشکلی از هم جدا

شده بودند ودر حال فرار بودند یکی از این روزها خبر آوردند یک

خان با چندین سوارو پیاده آمده توی زمین چالکو لی آبسرد شما چادر

زده واکنون چند نفر ایلچی فرستاده تا پیامش را بحضرت آقا بر سانند

وپدر بزرگم آنهارا میپذیرند وآنها میگویند خان ماحضرت خالو قربان

اولتی ماتوم میدهد

فوراٌ 30 رائس اسب سواری و 30 رائس قا طر بابار گندم و حبوبات

و 30هزار تومان پول نقد تحویل ا یلچی های من بدهید در غیر

اینصورت روستا های تان را غارت میکنم وبه بچه ها و زنان تا ن

رحم نمیکنم پدر بزرگم گفتند این خان شما چکاره است واز کجا آمده 

ا ست گفتند دستیار وشریک مبرز ا کو چک است و اکنون         ما

باین اموال

برا ی  جنگ با دشمنان ا حتیاج داریم پدر بزرگم گفتند این 30 هزار

تومان قیمت خرید یک ایالت است من چگونه میتوانم آنرا تهیه کنم

جواب میدهد پاسخ شما این است ویک تیر تفنگ بطرف آسمان شلیک

میکند پدر بزرگم میگویند جند سا عت مهلت بدهید تا بتوانم از اهالی

محل جمع نمایم فعلا چند گوسفند برای شام خان میفرستم تا فردا صبح

جواب میدهم وآنها هم میروند


 

دراین مجلس که چند نفر از فامیل از جمله مرحوم نصیر الدوله

حضورداشتن گفت پدرسوخته دروغ میگوید ر ضاخان آنهارا شکست

داده ودر حال فرارند و حا لا دارد در تاریکی شالطاق میکند پدر

بزرگم گفتندمیدانم و نقشه ای کشیده ام تاصبح فرار میکنند نصیر الدوله

گفت این نقشه چگونه است جواب دادند از چند صد سال پیش تا حال

بین خاندان های مارسم چنین بوده که دراین گونه موا قع طبل میزدیم

ودیگران از راه دور  جواب میدادند و یه کمک می آمدند اکنون هم

دستور میدهم بعد نماز مغرب بربام میر گتمیر طبل بزنند بروید و

شروع کنید


 

کلیه روستا های منطقه جمع آبرود در یک منطقه 100 کیلومتری

بصورت مربع مستطیل قرار دارد که هریک ازیک الی چند کیلومتر با

هم فا صله دارند در رائسازان  مغرب صدای طبل از بام             

میرگتمیر همراه

با شعله های آتش شروع شد که معنایش این بود که قتل و غارت اهالی

در کار است بفاصله چند دقیقه صدای طبل از چند روستای نزدیک با

فریاد یا علی بلند شد ومرتب زیادمیشد که پنداری در دل شب صور ا

صرا فیل می زنند


 

که ناگهان لرزه براندام دسته جات خالو می افتد از چند نفر اهل محل

قضیه طبل زدن را میپرسند میگویند آقا دستور جنگ داده واکنون شما

در محاصره هستید میگویند راه در رفت دارد یا خیر میگویند آقا چون

میرزا را دوست دارد راه پشت سرتان را که آمده اید بازگذارده تا بی

جهت کشته نشوید صبح روز بعد خبر آوردند که خالو بار وبنه خودرا

جا گذاشته و فرار کرده است وقتی از نزدیک نگاه کردیم این چادر سر

پابود ودیگ های پلو دست نخورده سر بار ومقادیری اسلحه وطبل و

شیپور بجای مانده بود که همه آنها به مسجد مرانک حمل شد که اکنون

مشاهده میکنی 


 

 اما موضوع حزب جنگل ومیرزا کوچک خان واقرادی چون              خالو قربان

از کتاب فخرائی در قسمتی از این کتاب ا ورده است

 دولتهای انگلیس و اتریش وفرانسه وروسیه مشغول نابود کردن امپرا

طوری عثمانی برا ی بد ست گرفتن منابع کانی منطقه خاور میانه از

جمله نفت مخصوصا در مناظق عرب نشین که کارشان  در تنبلی 

ونادانی ودودستگی میگذرد این دول غا رتگر تحت

عنوان دروغ در دروغ جنگ بین الملل اول  غوغا براه انداخته بودند

که موفق شدند یک ترکیه دم بریده ودها منطقه عرب زبان چون مصر

وسودان وتونس وو سوریه لبنان اردن وعربستان با کمک  سیهونیسم

سامری مسلکان با تئوری مارکس و انگز یک پدیده شوم کمو نیسم در

روسیه بر پا دارند واز نوع بشر قلعه  های حیوانات بسازند وارابه

های خدایان یهوه  ئی را ساز کنند وداستان عجیب سلیمانی را بادروغ

های شاخ دار تکرار نمایند


 

در این میان دولت انگلیس دارنده امتیاز نفت ایران

که ا ز آبجی مظفر قاجار به ثمن بخس  خریداری نموده بود یک شبهه

جنگ نیز در ایران براه انداخته بود که مرکز جبهه این جنگ در

جنگلهای گیلان  بنام حزب جنگل راه انداخته بودکه فرمانده کل قوایش

میرزا کو چک خان از گیلان واز کردان خالو قربان و از روسیه

شخص دیگری همچنین از عثمانی  و آلمان و بعضی کشورهای ارو

پائی یک بر نامه با صطلاح آبدوغ خیاری کمونیسم ا سلامی ووو راه

انداخته بود


 

و ژ نرال انگلیسی آیرم ساید با فرمانده یک تیپ نطامی تزاریسم که

درهمدان سر گردان مانده بود از همین جنگلهای ایران بسوی بادکوبه

روان شدند که یک حکومت دست نشانده برای جلوگیری از رخنه کمو

نیسم بطرف هندوستان انگلیس در ست کنند که شکست خوردند و فرار

کردند در جنگلهای گیلان بطور رضا خان میر پنج ایران میخورد و

کتک مفصلی از رضا خان میخورد وبطرف منجیل فرار میکند که در

این محل سفیر انگلیس طوطعه ئی چیده بود که ایران بجای با کو

 دست نشانده ا نگلیس باشد وسید ضیائ معروف تحت نخست وزیری

وسر لشگر هما یون والی از قزاق فر مانده نیروی نظامی آن با شد

آ یرم رم ساید میگوید سرلشگر والی یک افسر کا غذی بیش نیست

رضا میر پنج که مرا کتک زد بدرد اینکار میخورد

لذا یک نماینده همراه خالو قربان جا سوس دو جانبه  انگلیس و عثمانی

به جنگل میفرستند وخالو قربان بفکر جمع کردن مال  می ا فتد که

بتواند در کردستان شورشی ذیگر بر  پا نماید


 

این درست ز مانی بود که محمد علی شاه در حال امنقراض وروسیه

در  حال شکل گیری کمونیسم بدست لنین بود میرزا کوچک د ر حال

فرار افرادخالو قربان رضاخان را به منجیل میبرند وآیرم ساید به

رضا خان میگوید ما نمی خواهیم ایران ررا کوچک کنیم بلکه

میخواهیم این حکومت نا دان قاجار برود و شما جایش را بگیرید وبا

کمک ما بتوانید یک کشور نیرومند برای جلوگیری از رخنه کمونیسم

دراین منطقه بسازید رضا خان میگوید چرا من را ا نتخاب کرده اید

ایرم ساید میگوید ازکتکی که از شما خورده ام فهمیدم قهرمان این مهم

شما باید باشید بقیه بماند تا مقاله بعدی

 

+ نوشته شده توسط محمد علوی در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۲ و ساعت ۱۰ قبل از ظهر |

خداوند را سپاس میگذارم که قضیه بلا گفا بخوشی حل شد و اکنون

 

میتوانم چیز ها ئی بنویسم ولی چو ن آمادگی نذاشتم برای چاشنی 

 

مقاله زیر را که در سال 86 نبشته ام تکرار مینما یم


 

بارهاگفته ام و بار دگر ميگويم

 

خداوند بشر را  خلق نكرده كه برايش يك مشت كارهاي فيزيكي

نمايشي انجام دهند وبراي آن مزد يهشت وجهنم بدهند اكنون بشر در

شاه راه سرعت مافوق صوت تمدن وكشف تكنو لژيهاي برخواسته از

قوانين لا يتغير خداوند قرار گرفته همانطوريكه بچه را درطفوليت

قنداق ميكردند وحالا پوشك ميگذارند آيا زشت نيست كه براي

بزرگسالان سالن قنداق و پوشك درست كنيم.. امروز روزي نيست كه

زنان ما نشبنند وزايند شيران نر


 

امروز زنان ما پسران مصرف كننده قرص وبنگ و حشيش ميزايند

اگر در كنار اين مردان گرفتار خماري هاي اقتصادي وسياسي زنان

ما  قرارنگيرند فاتحه بشريت وتمدن را بايد خواند

در عين حال زنان ماهم دست كمي از مردانمان ندارند چرا اينطور

است براي اينكه ما درطول تاريخ مردان وزنان قندافي وپوشكي

پرورش داده وميدهيم كه چون اسب عصاري بدور خود ميچرخند و

نميدانند چه كنند شيعه بازي وسني بازي راه انداخته ايم خوراك جلوي

گرگان حارگرسنه دنيا ريخته ايم كه مارا بدرند والله بخداوند سوگند من

زناني زيبا پوش تر از زنان عشايري خودمان نديده ام لخت بودن زن

آنقدر بد است كه من در ايام شباب وقتي زن لختي را ديدم وحشت

كردم ومدتها ميترسيدم  چه اشكال دارد كه ما ايراني بمانيم ولباس

ايراني بپوشيم اما نه  لباس مردمان زمان قاجار كه مردان نشان لباس ا

لهاك ديو تنشان بود وزنانشان در لباس لولو خورخوره در خاتمه اين

مقاله اگر ما فكر وانديشه نيك وخرد خدادادي را ياد فرزندانمان بدهيم

مسئله لباس وحجاب را خودشان حل ميكنند ومطلب بماند تا قضاياي

ملي شدن نفت واصلاحات ارضي وانقلاب سفيد كه برعكس گذاردند نام

زنگي را كافور

+ نوشته شده توسط محمد علوی در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۳۰ و ساعت ۱۶ بعد از ظهر |


چند گوئی که به پیری ر سم و توبه کنم

چه کنی گر بجوا نی به لحد در مانی

همنشینا ن تو در کنج لحد خاک شدند

چشم عبرت بگشا خوا جه اگر انسانی

این چند بیت را من در رهگذر جنازه انسانی از دهان تشییع کننده ئی شنیدم که دل شوریده ئی داشت وبی اختیار با بانک بلند این ا بیات راخواندوا  شک دید ه ا ش سرا زیر شد ...اگر این شخص دل شوریده ئی داشت دل من هم شاید از او شوریده تر بود

چون  در کودکی بفرمان پدر بزرگم حضرت آیت الله علی اکبر علوی ( مر عشی)  خوابی عرفانی دیده بودم ؟؟ وایشان مرا زیر نظر خود گرفته بودند وبه تربیتم همت نموده بودند بطوری که ایشان در سال 1316 که به نشعه دیگری از زندگی رفتند من هشت ساله بودم کتاب های کلیله ودمنه و جامع تمثیل وزاد المعاد و امیر ا رسلان رومی را با ا صول هیجی کردن لغات معلمی که یادم داده بودمیخواندم

روزی پدر بزرگم فرمودند از این کتابها  که خودت آ موخته ئی چه درکی داری وچه پیام هائی را از محتوای آ نهاآموخته ئی عرض کردم تفسیر های زیادی دارد منجمله اینکه انسان نباید با بدان همنشین شود که آدمی خو پذیر است وخوی بد آنها کرامت آدمی را پاک میکند واز او یک حیوان منفور میسازد وجامعه را به نکبت میکشاند

فرمودند فرزندم انشا اله همیشه رو حت پاک بماند ویک نصیحتی بتو میکنم که در خا طرت تا رفتن از این نشعه زندگی باقی بماند واینکه  تنها به مدرسه ودانشگاه رفتن اکتفا مکن که اگر چنین کنی آ فتی خوا هی شد که زندگی دیگران را  خراب خواهی نمود

تو ودیگران باید همیشه در دانشگاه بزرگ اجتماع طلبه آ موختن باشید در این دانشگاه متوجه خواهی شد که مملو است از وحشی ترین انسان ها تا بهترین ها چون عارفانی نظیر سعدی و حا فظ ها ... وبدان هیچکس در این دانشگاه فا رق از تحصیل نمیشود تنها کارت این باشد که بقول حافظ به هر چمن که رسیدی گلی بچین و بر و یعنی طمع مدار تو و صل مدام را تا همیشه مردی متعادل باقی بمانی

ومنهم فر مان این بزرگ مرد را ا طاعت نمودم وچکیده ابن دانش هائی را که در معیت مادر مستعارم کره زمین بدورپدرمعنوی ام  خورشید  چرخیده ا م تا اکنون هشتاد و پنج بار مرگ وزندگی دوباره را دیده ام زیرا در هر دوره ای که چر خیده ام  ماه زایش فرودین را دیدم که بگذشت ومه ا ردیبهشت آمد پس از خرداد و تیر آنگه که مردادم همی آمد پس از شهریورو مهر و ابان و آ ذر و دیدون که بر بهمن جز ا سفندار مز    مرگ طبیعت دگر ماهی نمی آ مد که باز ماه فر وردین زایشگاه طبیعت دگر باره  ز نده شده ومیشود  واین سیکل تا بانگی دیگر بقول ما مسلمانان  قیامت کبرا این کائنات  پیر شده ونا توان تبدیل به کائنات دیگری خوا  هدشد که متوجه بشویم در ا ین  رفتن ها و آمدن های بیشماری را که گذرانیدیم در مقابل    کا ئنات جدید تاریکی محض بوده چه کردیم که امزوز مستحق آنچه نصیب مان گشته شده ایم

امروز متوجه شده ام اگر نام بزرگی از رهبران  و طنمان چون کورش و دار یوش و شاه اسمعیل و شاه عباس صفوی باقی مانده این است که در کنار خود همراهان بدوخوب داشتند وبه هر چمن که میرسند گلی میچینند و میروند و می آیند واگر چون هفت شاهان قاجار رفته اندو می آیند همرا هان بد بسیار وهمرا هان نیکشان در محاق قرار داشته اند که هرگاه رفته اندو بر گشته اند مصداق معنی این ا شعار فردوسی شده اند

درختی که تلخ است  و ی را سر شت ا گر بر نشانی به باغ بهشت ور از جوی خلدش بهنگام آب به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب سر انجام گوهر نیارد به بار همان میوه تلخ آرد به کار واین ما ها هستیم که دائم فریاد میزنیم که چه کنیم که بسیار بسیار در لحد ها ی مان در مانده نشویم؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط محمد علوی در چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۳۰ و ساعت ۳ قبل از ظهر |

کتاب کامل حقیقت ا سلام را در سایت خصوصی خودم برای مردم اهل دل بدین ادرس نبشته ام  مطالعه بفرما ئید  ودر ابن وبلاک هم گه گاهی چکیده هایش را هم مینوم متشگرم


http://marashian.ir


مطالبی قابل توجه برای جا بجائی پا تخت ایران که سالهای مدیدی میباشدکه در این مورد گفتگوها ئی بی حا صلی میشود

ونسخه ها ئیکه در این مورد نبشته میگردد

مانند نامه ئی میباشد که پزشگی باارسال دعوت نامه ئی برای صرف شام بدوستش نبشت واین دوست نتوانست بعلت بدی خط نامه را بخواند نامه را به یک داروفروشی که به خطوط بد بعضی از پزشکان آشنائی داشت برد که برایش بخواند ودارو فروش نگاهی  به کاغذ انداخت ودوقرص به این آقاداد گفت یکی را قبل از شام ودومی را بعد صرف شام میل بفرما ئید؟؟؟؟؟؟؟

خواننده محترم از شوخی گذشته باید اول به مشکلات عدیده ؟؟؟؟ باصطلاح   پیچ وخم های سر راه این طراحان وعاملان اجرای آن    فهرستی بنویسم  وبعد راه حل این مشکل ملی را با تجربه های کسب کرده از دوران زندگی  خودم بعر ض شما برسانم شاید بقول بعضی عمو جونها و عمه خانم افاقه بیفتد وکار درست در این راه را بپایان برسانیم

اول- وقتی به یک کارگر معمولی بدون دادن ابزار کار بگوئید در باغچه منزل من سبزی بکار این بیچاره محتاج تنها کاری که میکند وقتش را بپا یان برساند ومزذ یک روزه اش را بخواهد@ وقتی دوران کاریک وزیر ویک نماینده مجلس مدت چهارسال بیشتر نیست که اگر در این جهارسال مورد سئوال های مضحک یا استیضاح های صنفی و وو قرار نگیرد چطور  میتواند برا ی اجرای کار هائیکه چند سال وقت میبرد بر نامه نویسی نماید ومطمعن نباشد که وزیر بعدی که معرفی شده عزیز دردانه دیگری کار های اورا خراب ننماید  چرا اچرا ؟؟؟ نسل موجود امروزکشور ایران نتواند  از خرد امروز همه ابنای بشراز انقلاب الکترونی که یکی از قوانین لا ینغیر خداوند است که امروز بدست دانشمنذان این عصر کشف سده تقلید واستفاده کند... که هنوزبرای انتخاب کا ر گذاران کشور از شیوه زمام داران قدیم استفاده نماید که این همه گرفتاری برای کشوردرست کرده اند

آیا اگر انتخابات ما دوازده ساله بشود که که کار گذاران مسئول خوب اجرا شدن پروژه هایشان وجوابگوی ملت بشود نه جوابگوئی مانند سناتورهای امریکائی باشند که خودرا نمایندگان اکثریت ملت نمیدانند بلکه خدمتگذاران اسرائیل حیات خلوت میلیاردرهای یهودی حوابیده درکشور امریکا میدانند ؟؟؟  آ یا   د نیا به آخر میرسد؟؟؟؟؟

دوم تهران پایتخت کشور ایران  بااین همه گل و گشادیش را چکار باید کرد چون متاسفانه اکثریت جامعه ممسلمان ما نمیدانند  که از طفولیت به نوجوانی وبعد جوانی پیرو بد شکل شدن یا موهایشان میریزر یا شکم شان کنده میشود نباید نام فرزندانشان را عین الله یا زلف علی یا شیر علی بگذارند وهمینطور کلمه ران هم که معانی متعدد دارد وبکفل یا زیر سرین هم میگوبند ران به همین دلیل قدما دامنه کوه هارا هم ران میگفتند مانند ران کوه یا ته ران  که درقدیم در زمان ایلخانیان ساکنان این محل راهزن بودند و در غارها وزیر زمین ها زندگی میکردند پادشا ه دوم صفویه شاه طهاماسب که برای زیارت ا مامزا ده حمزه یکی از اجداذش به حضرت عبدالعطیم سفر کرده بوداین راهزنان را تارومار کرد ودر مخل آنان شهر کوچکی سا خت وبه تعداد سوره های قر آن دروازه های زیبائی         سا خت ونامش را گذارد تهران که بعد ازقتل  نادر شاه مجد دا محل دزدان ولشوش تحت عنوان دا ش مشدی های تهران بالهجه مخصوص قرار گرفت که بصورت مثال یکی به دیگری میگفت کللی بر در کل غلام و ندیدی اونکه شابلطیم سمور شکسته میفروخت حلا سر چمبک زغال اخته میفروشه رو میگم وبالای تهران راهم به علت آبهای فراوان که نامش شم است شمران گویند گه این سلسله تالاب ها ار نهران تا دما وند شمیرانات نام یافت که بعد فوت کریم خان آ غا محمد قا جاربرادر زاده همسرکریمخان به تهران فرار کرد وبا کمک راهزنان وداش مشدی های تهران این محل را پایتخت ایران قرار داد که جز قتل وغارت وچپاول رنگ دیگری بخود ندید وامروزهم آش همان است و کاسه  هم همان منتهی داش مشدی ها رفته اند جایشان راحریسان وزیاده خواهان اشغال کرده اند وچند ملیون  هم وطنان به رنجیر  خدمات دهندگان به ملت ایران قرار گرفته اند که برای یک قبر چند ملیون تو مان پول بدهند  ویک جهارم ملتی که باید در دویست کیلومتر از یک ملیون و ششصد هزار کیلومتر کشور زندگی کننذ درحدود پانصد کیلومتر تحت عنوان تهران بزرگ زندگی کنند که قوت لا یمتشان از 1200 کیلومتیر تهران با کرایه کیلوئی هزار تو.مان بدستشان برسد

ودر یک محدوده حدود چند کیلومتری باید سر نبشت قانون واجرای قانو ن وسر انچام قضاوت قانون کل ملت ایران باید سالها خاک بخورد تا نوبت دبگراان بر سد پس چه باید کرد که این مشکل براحتی حل گردد ...بله جابجائی پایتخت اگر نحریم ها هم حل بشود بهای دها میلیارد بشکه نفت باید خرج بشود تا شهرکی دیگر چون تهران بشود وتهران فعلی مخروبه بجای اولش ته ران تبدیل شود

اما راه حل آسانش بسیار ساده است که از تاریخ مدد بگیریم   در قدیم به استانها ی فعلی نام ولایت گذارده بودند که چندتای آن را درا طراف شهر تهراان نام میبرم ولایت ری ولایت دما وند وفیروزکوه وولایت خوارو ورا مین

ودر غرب ولایت های عار که نام درختی است خوش بو  و پا شا پویه که محل بزرگان     خو شبو بوده بعدا مخففش کردند شد غارو پشا پویه حال عقل سلیم من که یکی از چند ملیون ایرانی هستیم که در تمام زوایای کشور پرا کنده هستیم حکم میکند بیا ئید از گذشته پند گییریم شر ق شمالی تهران راتا مجور میدان امام حسین را تبدیل کنید به مرکزاستان دما وند وفیروزکو و جنوب تهران را تا محور خیابان مولوی را تبدیل به استان  های ری و ورامین نمائید وسر تا سر غربی شمالی وجنوبی تهران را تبدیل به مرکزاستانهای البرز و غار و پشا پویه بنما ئید واقمار مستعد این چنذ استان را  راتبد یل به شهز وشهرک        نما ئید

ومرکز تهران شمالش کوه های البزز وشرقش در وازه شمیران قدییم مجا لس قانون گذاری وخیابان های ایران  وعیره و عربش خیابانهای قزوین سابق ومیدان 21 اسفند سابق وامیر آباد واقمارش شود  تهران پایتخت ایران که همان تهران قبل از شهریور 1320 میباشد و  نود در صد اقمار دولتی در این منطقه قرار دارد که میتواتنید با بهترین شکل با کمترین       ز مان زیبا تزش نمائیید ودستگاه قضائی کشور شورای عالی قضائی ودیوان عدالت اداری در کلیه مراکز استان ها   شعبه داشته باشند که فقط بکار های استان خود رسیدگی نمایند و  آن مقدار تهران که تبدیل به استانهای دماوند وری و ورامین والبرز وغار  و پشا پویه راه های فرعی به پایتخت مسدود گردد وراه عبور این چند استان از طریق راه های کمر بندی شمال وجنوب وشرق وغرب تهران فعلی معین گردد

پیشنهاد های دیگری هم دارم که در مقا لات بعد مینویسم

 

 

+ نوشته شده توسط محمد علوی در جمعه ۱۳۹۲/۱۰/۲۰ و ساعت ۱۲ بعد از ظهر |


http://marashian.ir

اینسایت خصوصی من است


 هر ملتی که گذ شته هایش را بدست دیو فرا موشی  بسپا رد

بی گمان در آ ینده هایش نوکر دشمنانی خواهد شدکه چشم طمع به کیان ملی اودارند

و نوکر ی که گذشته هایش را رها نموده در برابر دشمنانی که از گذشته هایش پند ها گرفته  ودر  آ ینده  ز ندگی مینماید  این نوکرجز کر نش و بندگی کردن چه میتواند بنماید

دوستان  منظورم از نبشتن این تیتر این است که خاطرات چهل پنجاه سال پیش ملی خودمان را که با رنگ سیاه فرا موشی چنان از ضمیر باطنمان مهوش کرده ایم که امروز چون گدایان سامره ورد زبانمان شده الله کریم یه ملتیم یه نون داریم شب بخوریم صبح نداریم ودزدان غارت گر وطنمان یک لقمه نان جلوی مان اندازند وبگویند توحق نداری بقدر یک اتم از نعمت های وطنت برداشت نمائی چون هر چه داری باید بما برسد

قبل از اینکه قصه کامل ملی خودمان را بیادتان بیا ورم با خوا تدن این چند سطرقصه پنجاه شصت سال پیش خودتان را بخاطر بیا ورید وبرای جوا نان تان نقل کنید

اینجانب  فرزند خانواده ئی هستم که به آنها خورده مالک میگویند                 محل کشاورزی ما در مرکز جمع آب رود دماوند بنام مرانک بوده و هست نه تنها خانواده من بلکه کل کشا ورزی ملت ایران باستثنا ی چند انگشت شمار بوسیله گاو با یراق چوبی و تیشه  آ هنی دست ساز کولیان دوره گرد شخم میشد و زیر کشت میرفت در این وطن یک ملیون و ششصد هزاز کیلو متری در سال 1318 پانزده ملیون وتا سال 1342 بیست ملیون جمعیت داشت

کل کشاورزی کشوربا  یک ملیون هکتارآبی کاری و دو ملیون دیم کاری          بصو رت آیشی  اداره میشد و سالی حدود بیست و هفت ملیون تن غلات وحبوبات وبرنج و خشکبار داشتیم که غذای سالیانه هفتاد ملیون انسان بود   وبه همین دلیل بهای  این محصولات بقدری ارزان بود که برنج درجه یک کیلوئی 8 ریال وبقیه کیلوئی حدود یک ریال بود وهر استان وشهری محصولاتش مصرف داخلی همان شهر خودش میشد

فرهنگ وسواد بقدری در فقر بود که در تمام شهرها یا روستا ها اگر کسی میتوانست بخو اند یا بنویسد به او لقب  آخوند مخفف آقائی که میتواند بخواند و اگر میتوانست بنویسد ملا یش میگفتند ودر محل دماوند چند نفری بنامهای آخوند میرزاعلی یا ملا احمد پیدایشان میشد وبقیه اش را توخود بخوان از این مجمل  که چرا ایتطور بود ؟؟؟؟؟؟؟؟

پس گوش کن                                                                                                                                          چون در طول تاریخ هردسته از مردم ایران مفتخر بود که زیر پرچم یک ایل که رئیس دائمی اش ازیک خانواده بابا شمل باج گیر بوجود می آ مد و در طول تاریخ  نام این بابا شمل ها شاه بود ورئیس کل شان   شا هنشاه نام داشت وکارشان باج گیری وغلام پروری و خدا وند گاری بود وهر چند سال یک بار یک سلسله بابا شمل بعلت قهر مردم  به زیر میرفت وبابا شمل دیگر یجایش مینشست

ولی مردم عادی کوچه بازار های ایران در میان خود سلطنتی الهی داشتند وعارفان و دانش پژ وهانی بودند که یاد گار هائی چون ابن سینا وسعدی حا فظ الا ما شا الله داشتند واین با با شمل  هارا سگهای محافظ خود قرار میدادند وهرگاه آ نهارا زیان آ فرین میدیدند در مقابل  بابا شمل های تازه کار سکوت میکردند وبه همین دلیل از 2500 سال پیش تا 1100 سال 4 رژیم وبعد مسلمان شدن ایرا نیان  و  200  سال  ملوک الطوایفی  اعراب و 800 سال مغولان  وسلجوقیان و تیموریان وایلخانیان  همگی ملوک الطوایفی و 400 سل هم تمام ارضی صفویه و افشار وکریم خانیان و قاجار ویکصد سالهم هست که باصطلاح پارلمانی شده ایم

تصور نکنید که تنها کشور ما اینطور بود خیر تا حدود 300 سال قبل کل جهان عصر کشا ورزی  الگوی مشابه کشور ما بودند

تا اینکه عصر کشاورزی با کمک حیوانات یواش یواش تبدیل به عصر انقلاب صنعتی شد وهمه شئون انسانها در کف کفایت صنعت قرار گرفت در این مدت مسیونهای جهانگردی برای پیدایش معادن مواد صنعتی در قالب بازر گانی ومسیونهای دینی و مذ هبی در گردا گرد این کره خاک به تکا پو افتاد ومتاسفانه بیشترین معا دن وکارگران ساده لوح خود فروش در   خا ورمیانه از فلات ایران وغرب نشینان واقلیتی یهودی طالب ارابه های خدا یان وگو ساله زرین پرستی آنان مورد مطامع ارو پا ئیان مخصوصا جزیره نشینان انگلیس و فرانسوی ها وروسیه اول تزاری وبعد کمو نیسم قرار گرفت که اگر بخواهم توضیح دهم بقول معروف مثنوی اش 70 من کا غذ میبرد

این رمانی بود که پرتغالیان در شرق خلیج فارس مجمع الجزایر کامرون را در دست داشتند(بندر ,عباس)   وانگلیس  در شبه قاره هندوستان را در ید استعماری اش قرار داده بود ودر ایران خرکچیان وعمله جات جزو اعیان واشراف حکومت قاجار بودند  وداشتند شهرهای شمالی ایران را میبلعیدند وتاجداران بی تاج و تخت ایران یعنی دانش پژوهان و عارفان ایران پی به خطر برده بودند و با جان ودل جلوی این استعمارگران ایستادگی میکردند وتازه دولت نو پای امریکا روی کار آمده بود و با اقمار انگلیس رقابت میکرد اینجا بود که  دو لت انگلیس با کمک سامری مسلکان با بوجود آوردن چند جشمه خیمه شب بازی

امریکارا متقائد کرده بودند باید ایرا نیان برای همیشه فقیر و بی سواد بمانند که اگر غنی بشوند با ثروت های زیر زمینی خود هم بما ضرر میزنند وهم برای ما شاخ میشوند اینحا بودکه جنگ اول را راه انداختند واز عثمانی بیست و چند کشور متخا صم با یکدیگر راه انداختند وبعد شالوده مشروطیت دوم را در ایران راه انداختند وایران را با پشتی بانی شیخ خزئل بنام پادشاه عربستان وقشقائی ها در فارس و اسمعیل آقا سمیتقو در کردستان وحزب جنگل در گیلان راه انداختند که بدست سلحشوران نظامی و دلواریان ومردم غیور نبریز توطعه های ایشان خنثی شد تا شهریور 1320 پیش آمد

در این مدت قسمتی از مردم ایران بیدار شدند وخواستند عقب ماندگی خودرا جبران نمایند اما بعلت دیکته کوئی باصطلاح بزر گان در باری راه کج را انتخاب کردند جای گاو واحشام کشا ورزی را تراکتور گرفت وتجارت ماشین بازی آنهم از راه سواری ها وپز دادن ها به قول خودشان عوام الناس دستگاه ژیگول بازی وپز دادن بجای روز یا شب بخیر در خیابانها بدون اینکه یک دیکر را بشنا سند کلاه را بر میداشتند وبهم بنژ ور مسیو میگفتند وبجای اینکه بگویند بسیار جالب است انترسان میگفتند که رئیس من در جلوی جنازه مادرش فریاد میزد بسیار انترسان است

احزاب وابسته به روسیه حزب های توده و دمکرات آدر بایجان وکردستان راه اندازی شد در جنوب ناصر خان قشقائی بلوا راه انداخت ارتش را یک ساعته منحل کردند بجای آن اصل جهار ترومن در مقابل حزب توده علم شد موئمنین برای نشان دادن دین خود جای سجده بر پیشانی هایشان نقش کردند  در مقابل مینی ژ وب وهزاران کوفت وزهرمار را در خیابانها براه انداختند

در مقابل شاه ودر باریان مرتب فریاد میزذند که ما میخواهیم ایران را ژ اپن دوم بسازیم اصلاحات ارضی قلابی درست کردند وکل کشاورزی ایران را باسند های چهار هکتاری بدست توده ئی های بزرگ شده در سفارتخانه های روس و انگلیس دادند وکشا ورزی را از هستی ساقط کردند در هالیکه کشاورزی را از 3 ملیون هکتار به 35 ملیون هکتار رسانیدندولی قادر نبودند غذای 25 ملیون جمعیت را تهیه کنند بجای بر پائی هنرستانهای صنعتی به جوانان ایران هم سواد خواندن و نبشتن یاد بدهند هم سواد هنر آموزی دانشکده های حقوق سیاسی وحقوق مدنی باز نمودند دانشگاه های پزشکی بجای دارو سازی و مرض شناسی نسخه نویسی ازروی داروهای وارداتی یاد دادند

بطوریکه پزشکی معروف برای من گرا نو ل هائی بنام سارا کا نبشت که یک شیشه 100 گرمیش بپول آنزمان 14 تومان بود وقتی بزور این گرانول هارا بازکردم دیدم حاوی خاکشیر های وطن خودم است که یک کیلویش بیست و پنج ریال بود

من کشاورز که میدانستم اگر در قسمتی از مزرعه ام توتون بکارم از جوشانیدن برکهای آن شربت های مملو از نکوتین بدست می آوردم که دشمن شماره یک حشرات آسیب زن بکشاورزیم بود ولی مجبور شدم ددت وزهز ها کشنده وارداتی را بخرم که حشرات به آن زکی میگفتند ودر عوض باکتری های مفید خاک را نابود میکردند  من چه بگویم  که حو صله شما سر نرود مجبورم بقیه مطالب را در سه مقاله پی در پی بعرصتان برسانم

تا پی ببرید که وقتی میگویم هرملتی که خاطرات بدو خوب گذشته اش را فرا موش کند باید پی در پی گول شیاطین غارتگر جهان را بخورد ومجبور شود برای بدست آوردن حتی یک اتم خواسته های حیاتی خود هزاران خفت وزور گوئی را تحمل کند وبرای زنده ماندن کاسه گدائی را بدست گیرد منتظر بقیه مطالب باشید


+ نوشته شده توسط محمد علوی در پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۵ و ساعت ۳ قبل از ظهر |


;}

http://marashian.ir

این سایت خصوصی من ا

ذات بد نیکو نگردد  چونکه بنیادش بد است

تربیت نا اهل را  چون گردکان بر گنبد است


این یک حقیقتی است غیر قابل انکار ومن  برای ثابت کردن این بیت از آ ثار  سعدی در این مقاله میخواهم تاریخ شکل گیری ملت ایران را ار ده هزار سال پیش تا اکنون که قرن 15 هجری اسلامی شروع گردیده وچند روز دیگر قسمتی از قرن 21 مسیحی شروع میگردد  مختصری تار یخ راورق بزنم وثابت نمایم ملت ایران با هزار ویک دلیل چون اکثریتش   ذات پا ک دا شته روند تاریخ و آثار تربینی اش نگین انگشتری تمدن جهان بشری بوده است

وازاین مقال منظورم این است که ملل جهان امروز بدانند که  چه ملتی را در کنار خود دارند وملت ایران هم پاس این یادگار پر ارزش را که خداوند به آنان عنایت نموده گرامی بدارند  حال بشنوید وبخوانید  تا درک نما ئید این سخنان را که        بد رستی  نو شته ام

در ده هزار سال قبل بقول باستان شنا سان انسان در دوران دیرینه سنگی میزیسته در این دوران انسان یک حیوان نبوده که داروین اور میمون معرفی نموده است در این دوران انسان میدانسته که باید وسایل زندگی وسر  پناه ودفاع ازخودرا خود تهیه نما ید وچون یک نوع کودک زهنی در آن دوران بوده با  دانش ذاتی خود ابزارش را  با سنگ وچوب    میساخته دراین دوران

چون کره زمین زیر آب بوده در اولین خشکی که از زیر آب بیرون آمده قاره آسبا بوده که نقشه جغرافیائی محدودی بوده وانسان بصورت قبایل گونا گون هر قبیله محل سکونتی در کنار هم داشته اند واکثرا هم نژاد واز نسلهای نسبی وسببی بوده اند منتها با تمدن های گوناگون ا نسا نها ی   پبشرفته  و در حال رشد و وحشی در کنار هم میزیسته اند که متمدن ترینشان لقب آرین هارا داشته اند که تاریخ ساز جهان متمدن امروز گردیدند در حا لیکه   دردیگر نقات این کره  دیگر  جوا مع انسانی  در یک نقشه جغرا فیائ محدود هم میز یسته اند

نقطه نظر من در این مقال آرین هائی میباشند که امروز نام ملت ایران را دارند این ملت از ده هزارسال پیش تا اکنون بعنوان آریائی ها به فلات ایران بعلل تنگی جا وپیدایش زمین های حاصل خیز  به این فلات مها جرت کرده اند و در ده هزار سال قبل معتقد به خدایان 12 گانه بنام های فروردین واردیبهشت وخرداد وتیر و مرداد وشهریور ومهرو ابان و آزرو دی دون و بهمن و اسفندار مز بوده اند و آنهار نیا یش میکردند

وحدود 1500 سال قبل از تولد زرتشت کیو مرث در بالای کوهی بلند خدای یگانه را شناخت و او را ستایش کرد از آن زمان آریا ها اکثرشان یکتا پرست شدند وا و را ستایش نمودند بصورتیکه ریک ودا در آ ئین خود این جمله را مقدس شمرد که شعار یکتا پرستان جهان شد بدین عنوان                                                                                                                                          که هرچه است وهر   هرچه نیست غیر آهورا هیچ جیر نیست که در زمان ما قصه گویان کودکان میگویند یکی بود ویکی نبود غیر خدا هیچ چیز نبود 

ودر 6500 سال قبل از تولد عیسی مسیح زر تشت متولد گردید  وچون 12 فرشته  یاایزدرا ایرانیان قدیم ستایش مینمودند نبشتم 1500 سال بعد متوجه شدند این ایزدان در هر سی روز از سال جایشان را به دیگر ایزدان میدهند پس نیروئی لا یزال آنهارا جابجا میکند واو خدا ونامش اهورا مزدا میباشد ولی اگر توجه کنیم که در این دوران در دنیای قدیم ملل دیگری بودندچون مصر وچین ویونان واقمار این کشورها که بزرگانشان خودرا خدا یا نماینده خدا ویا پسر خدا میدانستند ودر این دوران پیامبرانی هم چون آدم ونوح وموسی هم بودند که بزرگانشان چون خاخام های یهود

بدعت های نابخردانه بر خدا پرستی مردم میگذاردند که مخرب تر از بت پرستی بود ودر دین زرتشت نیز چنین رفت زرتشت از نور آتش ودود آن در مخابرات وحرارت آن در سرما وگرما وذوب فلزات وپختن غذا سخن میگفت که از آتش نترسید  وبرای پیش رفت در زندگی از آ تش استفاده نما ئید ولی متاسفانه موبدان بعد زرتشت برآ ن شدندکه  بزرگی خود را با بدعت گذاردن بر دین و آ ئین مردم بنیاد گذارند  وآنان را از حقیقت آ دمیت خود دور نمایند خودرا  چوپان ومردم را گو سفنددا نستند که باید از گرگان جامعه نجا تشان بدهند وباید عبادات خودرا از موبدان بیاموزند

ودر نتیجه موبدان به دسته جات اصول گرا و اصلاح طلبان تقسیم شدند ومردم هم بطمع خواسته های خودشان گروه گروه شدند نتیجه آنشد که اجنبیان غارتگر ازاین چند دسته گی مردم سوءاستفاده هاکردند ودر طول تاریخ گردنه زنان وعیاران حاکمان مردم شدند

واینجا بود که گوهر پاک ایرانی  شد طالب فیض وچون سنگ و گلی نبودند که مرجان نشوند قاطبه مردم ایران ذات پاک داشتند که شدند صاحب فیض وتاریخ گواه است که اکثریت ملت در هر دوران عارفانی بودند  ودانش پژ وهانی بودند که دور بزرگتر از خود جمع شدند هردولتی را که دیدند بد رفتار میکند بالشگر قهر و بی تفا وتی کردن وسکوت در مقابل نوبنیاد های جدید حکومت رابه دیگری سپردند

وتا اکنون هزاران سال است که چون درختانی سترک ریشه ددر خاک وطن وسر به آسمان دارند این را من نمیگویم تاریخ ا ظهرو من الشمس موجود گواه آ نست آخرین پیامبر خدا مجمد مصطفی که پرچم قولولو لا الله الله  تفلحورا در زمان خسرو پرویز بر افراشت خسرو پر و یز این   پیام ربانی را پاره نمود ولی قاطبه ملت ایران لبیک گفتند و مسلمان شذند با حراست از دید گاه های اجدادشان ودانش خود آ ئین های مقدس ملی را در زنده شدن ماه های سال که ز فروردین چو بگذشتی مه ار دیبهشت آید پس از خرداد و تیر آ نگه که مردا ت همی آید پس از شهریورو مهرو ابان و ا زر و دیدون که بر بهمن جز اسفندار مز دگر ماهی         نیفز ا ید را قانون لا یتغیر خدا وند دانستند زیرا ماه فروردین نشانه زایش مجدد وشکوفائی جهان هستی مندرج در سوره قدر  میدانند بدین منوال در

پرتو ذات ا لهی   میروندو می آ یند وزنده و جاوید در این کره خاکی مانده اند و می ما نند   این ا ست ضامن بقای ملت ایران  و نشانه ئی که ذات ملت ایران هستی بخش است وبا نشانه های   جها ن هستی بخش لیاقت این را دارند که هستی بخش با شند وتا این تا ریخ وطن و هستی خودرا جاوید نگاا ه داشته اند وملت ایران   برای همیشه نگین انگشتری جهان هستی خوا هد ماند

ولی برعکس مللی هستند که ذات پاک ندارند وبنیادشان بد است وبا ذخیره کردن ده ها هزار بمب های اتمی و مکروبی کشتار جمعی چون لات های گردنه زن عربده میکشند وملتی چون ایران را تحریم میکننند که قبل از اینکه اتمی شوید شمارا از صحنه گیتی محو میکنیم البته هر عقل سلیمی میداند که قضیه اتمی شدن ایران مضحک ترین روش تبلیغاتی غارتگران جهان است که نمیتوانند ببینند ملتی بادل پاک وروشی نیکو هزاران سال است میدرخشندوبا درخشش خود این باصطلاح ابر قدرتان که مانند خری که در پوست شیر رفته ودائم با عر عرش منبع تبسم ملل متمدن شده اند را تحمل کنند که  ومضحک ترینشان باصطلاح یهودیانشان که کشورشان از شهر اصفهان ایران کوچکتر است باید 200 بمب اتمی داشته باشد وبا کمال وقاهت

این دزدان گردنه زن ملیون ها دلار اجناس خریدی را که از ملت ایران خریده اند سرقت نمایند وبا عشوه های خرکی بخواهند چهار تا از سرقت هایشان را پس بدهند که این را هم نمیدهند البته در این کشور ها فرهیخته گان آدم شده هم بسیار است ولی سیستم حکو متیشان قرن ها میباشد که ازبدترین شکل های ما فیائی میباشند وهمگی آنها گرفتار پدر خوانده های خود هستند

ودر ایران هم پدر خوانده کم نبوده وکم نیست نهایت این است که در طول تاریخ فاتحه پدر خوانده هایش را خو انده وخودش زنده مانده گفتنی بسیار است

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک-چودرد در تو نبیند کرا دوا بکند - توبا خدای خودانداز کار دل خوش دار-که رحم اگر نکند مدعی خد ابکند - زبخت خفته ملو لم بود که بید اری-بوقت فاتحه صبح یک دعا بکند


+ نوشته شده توسط محمد علوی در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۶ و ساعت ۱۲ بعد از ظهر |

این سایت خصوصی من میباشد


http://marashian.ir

آهای ها ی ها ی آدام های روی کره زمین ؟؟؟؟

روی سخنم با شما میباشدکه انسانهائی میباشید که آدم هم هستید

یا انسانهائی هستید که در ظرف ده ها هزار سال

از پیدایش تان با این همه دسترسی به قوانین لایتغیر

جهان هستی هنوز آدم نشده اید

سوگندبه آن خداوندی که نامش جهان هستی میباشد وهر لحظه این بت عیار به رنگی   در می آ یدکه  منم  اعلام میکنم  که من از مرگ وزندگی بعد مرگ نمی ترسم وسوگند میخورم که هیچ شکنجه ئی مرا به هذیان  نمی اندازد زیرا در طول  زمانی که سوره            لیلت القدرنا زل شد؟؟ که درک نمیکنید این شب قدر برابر هزاران سال از لیلت القدر ها گذشته بود ه ...که دراین برهه از زمان  من وشما جزئی از عالم وجود این جهان هستی شده ایم  وهزران جهنم برای خودمان سا خته ایم  ودر آن سوخته ایم

تا بدین  نشعه که در میان شماها من ناتوان85 بار بر گرده مادرمان زمین بدور پدر روشنی بخش مان کره خورشید سیرو سفر کرده ام هیج چیزی جز بربریت و توحش در میان شما ها  وخودم ندیده ام  ؟؟

روزیکه علم ودانش آدم بودن را بصورت خام همراه داشتید جز کشتن وسوزانیدن ووحشی گری نمیدا نستید؟؟؟ درست است که آن زمانها کودک بودید وابزار امروز را نداشتید ده در صد همت تان صرف تعیش تان میشد ونود در صد از همت تان مصرف جنگ و تهاجم وبربریت و کشتن و سوختن به اسارت در آوردن برادران وخواهران  انسانی تان گذشته است

وامروز که در قرن باصطلاح 22 تولد عیسی مسیح که خودتان به صلیبش کشیدید وبا نام او بت صلیب ساختید  و به هزاران شکل آبادو  وخرابش کردید وپیروان اورا جلوی درنگان انداختید وامروزها که باصطلاح به جوانی خلقت خود رسیده اید وبه قدر دانه های خردل به رازهای لایتغیر آفرینش دست یاقته اید؟؟؟ از قعر زمین باوج ذهل رسیده اید؟؟ با کمال تاسف همان وحشیان زمان کودکی خود هستید ابزار میسازید برای باسارت در آوردن عالم آدمیت میکشید ومیسوزانید وگرو گان واسیر میگیرید؟؟؟

عربده میکشیدکه چرا دیگران میخواهند آزاد باشند واسیر آز ها وطمع شما نباشند خودرا چون میمون می آرا ئید وچون طوطی سخن میگوئید ونعره میکشید در حالیکه صاحب و خالق آفرینش میگوید         بد ترین صداها صدای اولا غ است برای خدا دشمن میتراشید وخلق خدارا بنام دشمن خدا قتل عام میکنید  وحد اقل از خودتان خجالت نمیکشید؟؟؟؟؟

من اینهارا مینویسم چون خودم وخدارا میشناسم بوجود مقدسش سوگند آن زمان که کودک پنج ساله بودم وسواد نداشتم وجنگ باصطلاح دروغین جهانی دوم در عوج خودش بود در خوابی دیدم که از وحشت میلرزیدم قلمی را دیدم که از دل آسمان بیرون آمد ودر پهنه آسمان نبشت

نصر و من الله وفتح و غریب

از آن روز دیگر نمیترسم از مردن خوف ندارم چون میدانم که آلم ادمیت بزودی بر انسان های دیو ودد چیره میگردد وقیامتی روشن دربرابر شبهای تار که شماها آفریده اید آشکار خواهد شد

ونور هدایت بشر بسوی آفرینش دیگری آ شکار خواهد گردید من وشما مانند همیشه خلقهای جهان در کنار هم قرار خواهیم گرفت ودر این زمان نه توجای من قرار خواهی گرفت و نه من جای تو و بقول حافظ خواهیم زمزمه کرد

نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل در پس پرده چه دانی که چه زیباست و چه زشت ویا بقول فردوسی درختی که تلخ است ویرا سرشت .. سر انجام گوهر نیارد بکار همان میوه تلخ آردد به بار

آری آری در آنزمان هیچکس شفیع تو نخواهدبود زیرا از علم نور وهدایت آدمیت خارج شده ای وبه آتش جهل ونادانی محصول رفت و آمدهای مکرر خود مخلد خواهی شدپس وای برکسانی که خلق آدمیت را یدالله فوق ایدهم نمیشناسند وخودرا چوپان و مردم جهان را گوسفند میدانند و آنهارا بسوی آغل های گوسفندی روانه مینمایند بهوش باشید که باز من وشما درکنار هم آنچه را کاشته ایم درو خواهیم نمود آن زمان هم چون دانه های باران یا دراین جهان هستی لاله میکاریم ویا در شوره زار خس

ای انسانها از خدا میخواهم که در هر دوره موعود های آینده این جهان  این مام زمینی خود ما ن را بشکلی بسازیم که شایسته رفت و آمد های خود باشیم وجهنم های خودرا خراب نما ئیم تا کام دل درو نمائیم وشایسته مقام آدمیت خود گردیم

+ نوشته شده توسط محمد علوی در جمعه ۱۳۹۲/۰۹/۰۸ و ساعت ۱ قبل از ظهر |

}

باز محرم شدو دلهای آدمیت  شکست   ازغم شیطان صفتی خواسته های حیوانی انسان های خالی از وجود مقام آدمیت برای ارضای نفس های حیوانی خود بدعت ها بردین احمد نهادند ؟که تا قیامت کبری مقام آدمیت شرمنده از آنست که بزر آدمیت را در شوره زار بربریت حیوانیت میکارند

و میدانند جز شقاوت و نکبت محصولی در این سرزمین الهی که نامش کره خاک است وخداوند منان اورا مادر انسان نام نهاده  وسجده  بر اورا واجب دانسته

کاری کرده اند و میکنیم که علی مرتضی فریاد زذه فست و به رب کعبه وفرزندش نالیده رضم به رضا ئک وتسلیمم به امرک

ولی ما پیروان آنها راهی جز شقاوت وتعدی وزور خواسته  های شیطانی جز علیه این آدمیت ره نورد ی علم و دانش  رابرای پیروزی در  بهشت آفرینی در این جهان خلقت بکار نگرفته ایم و با نادانی  دانش وعلم را در اسارت انسان  مصرف میکنیم وجهنم ساز عالم بشریت سده ایم

ودر حر محرم میزنیم برسر وبانک وا و یلا وشیون و غوغا راادامه میدهیم تا محرم دیگری برسد وادامه مید هیم کید های کثیف نامردمی را که قرن ها میباشد شعار خود قرارداده ایم که باز محرم شدو دلها شکست از غم اکبر دل لیلا شکست

کشاورزی خودرا بدور ریخته ایم نفت خودمان را به اجنبی بدتر از دیو ودد میفروشیم وپلاستیک  آ شغا ل های آنان را میخریم و وظروف مایهتاج مردم را کو چک میکنیم وبه بهای بزرگ با بی حیا ئی میفروشیم   باز فر یاد بزنیم محرم آمدو دلها شکست

خدا وندا بمادلی ده که  پاس اولاد علی را بجای آوریم که بما کمک نمودند که سرزمین مان ایران پا بر جابماند وزبانمان فارسی وآئین های مقدس مان برجای بماند

واز انسانهای وحشی که اسلحه را برای غارت مردم میسازند تقلید ننمائیم وایمان داشته باشیم همانطوریکه خداوند نام ایران را در خشان نگاه داشته باز یاری مان میکند وبدانیم علی وحسین کشته نشدند که ما توی سر مان بزنیم بلکه کشته شدند که بما بفهمانند بد ترین انسانها آن مظلومانی هستند که در مقابل ظالم سکوت میکنند باید توی سر خودمان بزنیم که این محنتی که میکشیم در تنگی قفس کفران نعمتی است که در باغ شرف و آدمیت نموده ایم بیا ئید

وبپاس شهادت این راد مردمان همه ساله در هر محرمی بیاد آنها بهتر از سالهای یشین شویم معلم دنیای آدمیت گردیم وازره روان   وحشی گری اسیر کننده مقام آمیت دوری جو ئیم آمین یا رب العا لمین

+ نوشته شده توسط محمد علوی در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰ و ساعت ۱۷ بعد از ظهر |