| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
در مورد تهاجم این سه کشور در شهریور ماه 1320 شمسی بکشور ایران عزیزما بسیار
نبشته شده که تکرار آن برای نسل های آینده از واجبات امور ملی مفید میبا شد...................
ولی آنچه تاحال نانوشته با قیمانده مسئله شروع وشیوع مرض مسری اقتصادی یارانه بدین
صورت کنونی میبباشد که یا نا نوشته با قیمانده ویا اگر مطلبی نبشته شده بصورت مجمل و
نامفهوم بوده ومورد تجزیه وتحلیل ملی قرار نگرفته است.............................
بدینجهت اینجانب که در متن این پدیده شوم؟؟ زندگی اجتماعی خودرا شروع کردم وباتمام
وجودم ن را لمس نموده ام بقول بعضی ها دراین برحه از زمان لازم دیدم مطالبی موجز در
این مورد وراه هائی از این جهنم را بنویسم شاید گوش شنوائی پیدا گردد واقدام عاجلی
بشود تا ازاین بن بست اپیدمی ملی آنفلا نزای تحفه شیطانی متفقین که خطر ناکتر از هرچه
آنفلانزای مرغ و گربه و خوک و دیگر ابداعات تجارت جهانی است نجات یابیم
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ملت ایران هرچه تااکنون خوانده اید که چون زمان رضا شاه ایران میخواست تحت امر هیتلر در
آید وغیره وغیره دروغ محض بوده وهست چون رجال کشور بقدری کوته فکرو کوته اندیشه
بودند که لیا قت آن را نداشتند در صحنه های سیاست مداری دنیا منشاٌٍ ا ثربا شند
البته ایران خودش را به نازیسم آلمان از نظر صنعتی وعمرانی نزدیک کرده بود چنانکه در
تهران کاخ های دادگستری وشهر بانی ووزارت خارجه وسیلوی تهران ودست آخر محله ئی
بنام نازی آباد از یاد گار های آلمانهای هیتلری میباشد وهمینطور راه آهن ایران و پل
معروفش بنام مهندس ورسک آلمانی وتمام راه های شوسه شمال وجنوب از یاد گار های
سیاسیت آ لمانی آن زمتان بوده که با قی مانده است....................................
ولی دراین زمان ایران در جنگ دوم در بیطرفی کا مل بود که این بی طرفی بنفع متفقیبن
بود؟؟ زیرا نفت ایران یگانه منبع سوختی ابزار جنگی دولت اینگلیس در خلیج فارس بود ومعالا
این بیطرفی موجب شده بود که آلمانها در بمباران تا سیسات نفتی آ بادان محتر مانه عمل
مخربی انجام ندهند..................................
اماچون کل قاره ارو پا در حال جنگ وسو ختن در آن بود باصطلاح متفقین نمیتوانستند اسلحه
کافی ومواد غذائی به روسیه حمل کنند تا بتوانند بهره مند از نیروی نظامی روسیه بشوند تنها
راه امن وراحت برای انجام این مقصود کشور ایران بود که هم مقادیر بسیاری اسلحه داشت
وهمچنین عنوان انبار غله خاور میبانه را بحق یدک میکشید؟؟؟
متفقین نه بعنوان نقض بیطرفی ایران بل اینکه این کشور ایران است که میتواند پل پیروزی برآ
جمان قرار گیرد که شاهد بودیم که ایران این عنوان را بعد ها یدک کشید.......................
اینجانب دراین سال در کلاس ششم دبیرستا بدر تهران درس میخواندم ومدرک تحصیلی این
کلاس برابر مدرک تحصیلی دیپلم امروز بود ووزارت معارف آن زمان تصدیق کاری میداد
ودیپلمه ها برا بر لیسانس های امروز بودند.............................
بدینجهت اینجانب که سر پیش آهنگ انتظامی هم بودم در انجمنی خدمت میکردم که نامش
انجمن خیریه شمال شرق تهران بود بریاست پدر بزرگ مادری من مرحوم حاج شیخ احمد حاج
ملا هاجی که افرادی چون نخست وزیر اسبق حکیم الملک وتیمسار آق اولی وشساهزاده
حسینعلی میرزا رخشانی وحسن علی میرزا شا هرخی ونجم الملک ودکتر رضا زاده شفق
وغیره در آن عضوبودندچرا این انجمن درست شد چون باصطلاح متفقین تمامی غلات وحبو
بات وسایر مواد خوراکی کشور مارا که در ید دولت بود مصادره کردند وبه روسیه فرستادند
ویک عده مالک خود فروخته خائن نیز محصو لات کشاورزی خودرا به قیمت های بالا به
متفقیبن فروختند .........
در نتیجه ایران یکشبه گرفتار فحطی مواد غذائی شد وگندم خر واری یعنی هر سیصد
کیلوهفت دلار رسید به هر خرواری200 دلاردر نانوانی ها نانی پخت میشد از مخلوط ارزن
وباقالا ولوبیا وکاه وعلف که شمایلی بشکل فضولات خشک شده گاو راداشت آنهم بمدت
دوساعت در روز.......
کار بچا ئی رسید که سیستان که انبار غله ایران بود وگندم درشت تا هفتاد تخم محصولش بود
مردم سیستان جوهای هضم نشده در فضولات دام هارا جمع میکردند در دماوند وورامین کنار
گوش تهران شغل ها ئی درست شده بود که گندم های سوراخ های موش ها ومورچگان را
جمع میکردند ومیفروختند..............................
در چنین وضعی این انجمن خیریه درست شد وخدمات شا یانی نمود که هم دروبلاکم نبشته
ام وهم درکتاب های ماجرا های زندگی نبشته دارم در این موقع مرحوم حکیم الملک که
نخست وزیر بود مسئله یا رانه ها را تحت عنوان اجناس کو پنی باب کردیعنی محصولات کار
خانجات دولتی را ه عبارت از قندو شکر وچای وصابون بود کپنی کردند وبه تعداد افراد هر
خانوار مقداری از این مواد را بقیمت دولتی به مردم کپن دادند............
وبعد که جنگ فروکش کرد دولت امریکا برای دردست گرفتن اقتصاد جهان بعد از جنگ طرحی
ریخت تحت طرح کمک مالی مار شال که در ایران عنوان اصل چهار ترومن نام گرفت که عمده
این کمک ها گندم وذرت بود با مقداری دلار که تحت نظارت امریکائی ها بدو لتهای ایران داده
میشددر این زمان برق ایران در دست بخش خصوصی مانند بر ق حاج امین الضرب وتلفن
واتوبوس های مسافر کش شهری بود ودو لت را در آن دخا لتی نبود............
دولت ایران این کمک هارا خرج این موارد نمود ونفت وبرق وتلفن وآب و در ردیف کالاهای
دولتی قرار گرفت که چون اکثر مخارج این مواد از کمک های اصل چهار انجام میشد نرخ ت
عرفه ها پس از کسر مخارج از این کمک ها از مردم گرفته میشد..............
این امر ادامه داشت تازمان ملی شدن صنعت نفت بدست دکتر محمد مصدق که ناگهان کلیه
این کمک ها قطع گردید وآب و برق وتلفن وماشین مسافر کش بعهده دولت ها افتاد که
میبایستی از محل مالیات ها این کمک های یا رانه ئی را پرداخت کنند ومالیات دهندگان محدود
بودند که حتی حقوق کارکنان دولتها هم تامین نمیشد چه رسد به یارانه ها..........................
در اینجا پیشنهاد شد گه این کار ها توسط بخش خصوصی ایران انجام پذیرد که بخش
خصوصی خود از خارج شریک بگیرد وبدین مهم اقدام نماید این بخش باید بقدری گسترده
باشد که نرخ گذاری از راه رقابت انجام پذیرد تا تحمیل به مصرف کننده نگردد.........................
و متا سفتانه در اینجا دیوهای آدمی خوار وطنی به میدان آمدند ونعره برداشتند که خیر این
کار بصلاح نیست که اگر اینطزور بشود که دیگر مردم برای دولت تره هم خورد نمیکنند وابهت
دولت از بین میرود................................
هرچه فریاد زدیم بابا دولت را ما برای امنیت کشور درست کرده ایم وقتی اقتصاد ما رونق
بگبرد طبیعتا احتیاج بیشتری چه از نظر خارجی وچه داخلی داریم و میتوانیم با گرفتن مالیات
درست از این در آمدها بودجه دولتهارا طوری تا مین کنیم که دولت بتواند اقتدار خودرا در راه ا
منیت کشور بالا ببرد....................
اگر ما بخواهیم اقتصاد خودرا دولتی کنیم یکمشت مردمی را که بیکاره اند وهنری جز درشت
سخن گغتن ندارند را ارباب خود خواهیم نمود که برسر این خان بنشینند ویغما کنند و دولت
تبدیل به یک استعمار گر وطنی در آ ید وامنیت کشور را در پرتو مال وثروت کار کنان دولت بدانن
قول معرو ف نشد که بشود چرا نشد من بجشم خودم بسیار دیدهام شما هم دیده اید
کودکانی که در طفولیت انگشت به بینی مینمایند در بزرگی بد تر میشوند.....................
یک ملتی که از طفولیت پیدایش نا بزرگی دیروز و امروز عادت به امرو نهی کردن وامرونهی
بی جهت شنیدن کرده امروز هم برایش مقدور نیست که بفهمد چه باید بکند یا نکند.............
بار دگر میگویم وفریاد میزنم تا دست دو لت از منابع مادراقتصادی کشور کوتاه نشود این وطن
وطن نشود که بتوتاند بدور از استفاده از عصای استعماری خارجی راه برود................
این منابع مادر اقتصادی چیست؟؟؟گه آنقدر مهم است اولین آن منابع ابزار سازی کشور است
که وازم زندگی ملی را با ید دردست رس افرادی قرار د هد که بتو انندموارد صنعتی
وغذائی وخانه سازی وشهر سازی وغیره وغیره را مونتاژ کنند در دستر س دو لت وملت قرار
دهنداین امر میسر نخواهد شد مگر با سیستم بانکداری علمی نه بلانکداری صرافی وتسعیر
پول ملی وخارجی که این امری جدا گانه از رهکار بانک علمی میباشد که اگر روزی این بانک
علمی بوجود آیدکلیه منابع ثروت از نظر عرصه در مالکیت بانک مرگزی علمی در می اید وملت
از هرنوع وطبقه مالک اعیانی میشوند که با مال وکار خود دراین بانکها سهام دارند وطبیعتا
کاربرد این بانکها در بانکهای متعدد فرعی میباشد که سهامداران آن کار فرمای تولید وتوریع
میکردند وبانکها امور مالی وقرار دادها و تصویب ماده ها وتبصره های رهکاری را بر عهده
میگیبرد.........................
وبدیهی میباشد که ملت قادر به چنین سر مایه گذاری نخواهد بودواحتیاج به سر مایه گذاری
خارجی دارد که این امر باید بوسیله شرکتهای بزرگ نظارت شده با تجا رتخانه های خا رجی
منعقد گرددونظارت براین بانکها باید بعهده مجلس شسورای ملی باشد که از طریق دیوان
عالی کشور اقدام بامور نظارت در قرارداد ها وتائیدنظر هاهای آن بنماید ودولت موظف
باجرای مصوبات مجلس ودیگر ارگان های قانونی باشد واز خود هرگز اقدان به اعمال
حکومتی ننماید که اعتبار منابع ثروت زیر سئوال برود وباز مورد انتقادات استعمار گران
گردد.........................
البته اقدام به جنین امر مهمی بایکی دوتا مقاله آنهم از ناحیه افرادی چون بنده میسر نیست
وعا قلانه هم نیست این احتیاج به بر رسی ملی از راه مطبوعات ووبلاگ نویسان دارد گه در
یک مجمع تصمیم گیرنده برود وبر نامه ریزی شود تا بتوان قانون آنرا پی ریزی نمود.............
ودر این موضوع باز هم خواهم نبشت ومطالبی را در میان خواهم گذارد که تاحال معضلات
ملی را بو جود آ ورده است
|+| نوشته شده توسط محمد علوی در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 13:9 |
دوست ایرانی هنر مند ی در ادبیات فارسی ؛ مقیم در یک سرزمین دیگر از این کره خاک که باز دید ی از آ خرین مقاله ام نموده بودند شرحی مفصل در وبلاگ شان نبشته بودند که شما که خودرا نصیحت گوی مردم معرفی میفرما ئید ایا خودتان ازاین توشه راه نصیبی بردهاید؟ که اگر اینطور است ؟؟ قدری از عمل کرد خودتان از این نصیحت ها بنویسید تا ماهم استفاده کنیم == الی آخر مقا له که مفصل بودچون فکر کردم شاید منظور نظر شان بنده باشم بدین جهت جواب ایشان را با پو زش بسیار ذیلا بعر ض میرسا در عکس با لا دوچهره ازیک شخصیت تاریخی ملی شدن صنعت نفت ایران بنام شمس قنات آبادی است که در یکجا چهره نصیحت گو دارند ودر جای دیگر شوهر دوم مادر محمد رضاشاه پهلوی را از خود نشان داده انداین زبان تاریخ است که در کتاب های تاریخ ثبت گر دیده نه زبان بنده حقفیر سرا پا تقصیر؟
دوستان عزیز نبشتم من نه یک سیاستمدار هستم ونه طر فدار هر نوع سیاست یا پلتیک که برای چرخیدن هشتاد نود بار بر روی گرده زمین بدور خورشید احتیا ج به روش سیا ست بازی کردن دا داشته باشم... چون بدروغ خلق نشده ام که شیوه دروغ گویان روز گار را پیشه خود نما یم
سعدی بزرگوار شیرازی خودمان فر موده دروغ مصلحت آمیز به ز راست فتنه انگیز است... ایشان درست فرموده اند زیرا هیچگاه مصلحت به زیستن با دیگران دروغ نیست... بلکه دروغ تکذیب نمودن حقیقت های زندگی میباشد چنانکه در قر آن سوره رحمن میفر ماید این همه خلق های متنوع را مشا هده میکنید وتکذیب میکنید پس وای بر تکذیب کنند گان
در تفسیر قر آن کریم مولا نا میفر ماید در کف شیر نر خونخوتاره ئی غیر تسلیم ورضا کو چاره ئی ؟؟؟ بنده فکرمیکنم که ایشان حقیقت خونخواره بودن شیر را تائید کر ده اند... ومیگوید ضمن تائید اینکه شیر زورمند وخونخواره است چاره کار خودت را هم در نظر بگیر واجرا نما؟؟
بنده هم با بر رسی ونقد تاریخ مخصو صا زیانهای آنرا که به تصویر فکر واندیشه میکشم قصدم نصیحت کردن دیگران یا سیاست مداری نیست ..بلکه میخواهم افکار مردم را باصطلاح بسیج نمایم که عقب چاره کار بگردند نه اینکه عقب جنگ و دعوا بروند و هر مر تبه کتک بخورند ومجبور شوند که کتمان حقیقت های موجود در جهان را بکنند ومر تب زمین بخورندکه میخواهند سیاست مدار بشوند وبه اصطلاح پز آ نر ا بدهند
تاریخی را که بنده فگر کرده مینویسم نود در صدش مر بو ط به صده اخیر است از مشرو طیت تا بدین روز گار که هستیم ویکمشت حقیقت های رقته بر وطنمان را به تصویر میکشم نه نصیحت گوئی خسته کننده ذهنی انسان را مثلا در نهضت مشرو طه نمایندگان ملت را در مجلس شورای ملی را در عکس بالا بنگرید این عکس تاریخی نمایند گان دوره اول است که اسامی آ نان را ثبت نمو ده اند حال نفر 21 این عده را عکسش راملا حظه کنید این همه نشانه ها را میبینید ووای بر تکذیب کنند گان از قرآن کریم شعبان جعفری بی مخ معرلوف به تاجبخش به محمد رضا پهلوی در جریان ملی شدن نفترذا نگاه کنیداین گوشه های اظهر و من الشمس تاریخ سیا ستمداری وسیا ست بازی قرن اخیر است که ملیونها عکس وتفسیر در کنار قر آن ها وحافظ ها وشاهنامه ها در کنارهم در طا قچه های منازل مردم ایران بچشم میخورد
چند گوئی که به بزرگی رسیدم و درس ها آموختم ؟؟ چشم عبرت بگشا خواجه اگر انسانی دنیای غرب مخصو صا امریکای شما لی بجای اینکه مردمش بخود ببالند و رچز بخوانند که من آ نم که رستم جوا نمرد بود یا اینکه برای ظلم های دولت های خود سینه بزنند و علم وکتل بر پا کنند رفتند عقب اکتشاف و اختراع وآموختن علم و صنعت ویکار گرفتن صحیح روش آن ودولت های خودرا هم داخل کار هایشان کردند ومصلحت های وا قعی را پذیرا شدند وررفتند عقب آن داده ها که آنان را آن به بود وباینجا رسیدند وما در طول این مدت چه کردیم اگر درس خواندیم و به دانش گاه رفتیم برای اینکه مدرک به درو دیوار بکو بیم مدیر کل و وزیر و نما ینده فر ما یشی بشویم
اگر روزنامه نویسشدیم روزی نامه نوشتیم که شا نتاژ بکنیم واز روز نامه روزی نامه سا ختیم و سیاست مدار شدیم اگر دین مدارو مذهب گرا شدیم برای اینکه بگوئیم مارا مال و ثروت وبهشست و هوری غلمان بس است وطوری عمل کردیم که هرکس مال وثروت دارد بهشتش تضمین و هر کس ندارد جهنمش ترسیم است و از اگر اگر ها ساختیم که انشا اله معجزه بشود دائی ها خاله بشوند وخاله ها دا ئی گردندبعد سرو دیم که بخت از آ دمی چو بر گردد شب اول عروس نر گردد اسب اند ر طبیله خر گردد لطفا این وبلاک راهم کلیک نمودهخ ملاا حظطه بفر ما ئید |+| نوشته شده توسط محمد علوی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 11:54 |
من آنچه شرط بلاغاست با تو میگو یم= اثر محمد علوی(مر عشی)
سیاست در فرهنگ لغت بعنوان اصلاح کردن کارها ورعیت داری وپلتیک آمده است ولی این معنی بصورت صحیح تر مغلطه است که بمعنی این است که افراد از حقیقت دور گرد ند وبسراب ودروغ وکج روی هدایت شو ند * در مثل میتوان اینگونه تشبیه ویامثا ل زد که دولتی ویا مدیری ویا رئیس خانواده ئی برای اینکه افراد زیر دستش را اداره میکند نباید بگوید پول نداریم ویا صندوق و انبار خالی است چون ممکن است زیر دستا تمرد از دستورات سر پرست کنند وخود زمام کار هارا در دست گیرند * ودر اینجا میباشد که شیطان سیاست از خواب بیدار میشود وسراق سیاستمدار وپیروان زندگی کن های باسیا ست میرود و به آنها می آموزد که ظلم وستمگری را سربازان سیا ست مد اری خود نما یند * ودر این زمانها بوده و هست که بازار دیکتا توری ودر بند کشیدن بشر وبرده داری بشکل های گونا گون رسوخ پیدا نموده وبزرش ریشه عشقه مانند در سر تاسر کره خاک کسترده وجوامع گو ناگون را بوجود آ ورده است که امروز مشاهده مینما ئیم * با وجود اینکه در طول زمان در موقعیت های رشد بشر پیا مبران از طرف ذات پاک خدا وند ظهور یا فتند که آ خرینش محمد مصطفی پیا مبر گرامی اسلام بوده است وهمگی این پیا مبران یک نوع واحد رابنا به مقتضی زمان به مردم آموختند که خداوند یگانه وبی همتا میباشد وهمه چیز در ید وقدرت او میباشد واو انسان را دوگانه از امر واحدی آفرید که جسدش از خاک وروحش وصفا تش مستقیم از صفات پر ورد کار است و همه یکسان واز یک امر واحد هستند که
* در طول هر حیاتی مخیر هستند که صفات خودرا یا رحمانی کنند ویا شیطانی وبه هر راهی که رفتد رحمانیان بهشتی هستند وشیطا نیان جهنمی که اگر چنان میشد و بشود دنیا ی هر روز بشر بهتر وزیبا تر از اینکه امروز هست میشد وطبیعتا شیطان صفتان در محاق قرار میگرفتند وچون میکرو بی میشدند که با مختصر داروئی از بین میرفتند * اما از آنجا ئیکه بشر در زمین زندگی میکند وجسدش از زمین تغذیه میگردد ودر گذشته کودک بوده وامروز باز هم نو جوان است انسان متوجه سفلای خود یعنی کره خاک شده وبه علیای خود وعالم ملکوت بیگانگی نموده وآن عالم اصلی را به محاق کشانیده است وازروز طفولیت برای اعمال شیطانی خود از هر وسیله سوء استفاده نموده حتی از ادیان خود برداشت سیاسی نموده وآن را بورته سیاسی و سیا ستمداری کشیده است * چنانچه مشاهده مینما ئید هزاران مرام و مسلک را داخل ادیان خود نموده اند که بتوانند سیاستمدار بشوند وسیاست مداری هارا بصور گوناگون چون دمکرات و دمکراسی وسو سیالیسم و ریبلا لیسم و غیره وغیره را چون خرمهره بر پا لان های نوع بشر نصب نموده اند * اما امروز چه؟؟ امروز بشر رشدش به جاای رسیده که حتما وتحقیقا دوران جوان سالاری خودرا طی میکند وبقول معروف باید همه گان بگو یند طفولیت به جوانی وجوانی به پیری وپیری تا بکی؟؟؟؟
* تو یکنفر انسان که از طفولیت به جوانی واز جوانی به پیری رسیده ئی ونگران گور خود هستی وبخود میگوئی که چه زود گذشت وبقول کلیم کا شسانی بخودمیگوئی بد نامی حیات دو روزی نبود بیش آ نهم کلیم با تو بگو یم که چون گذشت یک روز صرف بستن دل شد با ین و آن روز دگر بکندن دل زین آن گذشت * نمی خواهی بفهمی که بقدر همین دوروز عمر تو یکنفر روزی دگرعمر کا ئنات فعلی تمام میگردد وبا یک بنگ دیگر قیا متی بر پا میشود که تو ومن در ساختارش وجود کامل داشتیم وخواهیم داشت ه حافظ فرموده گفتم این جام جهان بین بتو کی داد حکیم گفت آن روز که این گنبد مینا میساخت بله حکیم روز دیگر باز آن گنبد مینا خواهد ساخت ای بشر بیدار شو ودست از این سیاست بازی ها وسیاستمداری های نابخردانه نابود کننده کرا مت انسانی بردار * خداوند قر آن را از قدیم درنهاد تو بصورت شعور فکر کردن واندیشیدن وعشق ورزیدن وتعقل کردن در کنار وجدان وخرددر تو نهادینه نموده است قرآنی که بوسیله محمد مصطفی بر تو نازل گردیده بتون آن را بخوان وعمل کن نه متون ظاهر آنرا که سیاستمداران بنی امیه وبنی عبلاس برپیکر تو ای انسان مدت پانصد سال اعمال کردند ومدت پانصد سال هم تر کان آسیای میانه چون غزنویان وخوارزمیان وسلجوقیان ومغولان مخلوط شمن های خود بخورد بشر دادند ودر میان یهودیان سامری ها ودر مسیحیان که چه عرض کنم یک روز پیروانش را جلو ی درندگان وروز دیگر جلوی شمشیر مذاهب کو نا گون وروز دکر جلوی سوزانیدن بوسیله کشیشان نمودند وهزاران هزار بدعت بردین مسیح گذاردند بت پرستان که جای گفت و کو ندارند * ای بشر بیدار شو هشیار شو قر آن درونت را بنگر وقر آن مکتوب را با قرآن درونت مقایسه خارج از سیاست وسیاستمداری بخوان تا بنگری خدا وند همه افراد بشر را یکسان بصورت خواهری وبرادری فرا خوانده وزمین را مادر او قرار داده وسجده براورا واتجب گر دانیده ونعمت های خودش را یکسان برای همه انسان ها خلق فرموده چرا جنگ چرا کشتار چرا سیاست بازی جرا سیاستمداری * ای انسان نگاهی به طایفه اسبان انداز که در رنگهای گونا گون چقدر زیبا وخوش نما هستند که فرقی بین سیاه وسفیدشان نیست * ای نسان خجا لت نمیکشی که برای رنگهای مختلف خود وزبانهای الکن خود افتخار آ فرینی درست کرده ئی وبد تر از هر حیوانی بجان هم افتاده اید ویصور گوناگون یک دیگر را میکشید وروی هرچه گرگ ودرنده را سفید کرده اید ومیگو ئید تمدن پیداکرده ایم بقول داش مشتی ها آها زکی ؟؟ * کدام تمدن هرجه اختراع واکتشاف کرده اید الگو بر داری از ذات پرندگان وچرندگان ودرندگان است که دزدیده اید وبرای خود ابزار سیا ست مدارانه ساخته اید ونا مش را تمدن گذارده ایدکه نمیدانید تمدن یعنی شهر نشینی ودر کنار هم در کل کره زمین زیستن وبرای هر فرد بقدر استعداد واستحقا قش حوق تعین نمودن وزمین را تبدیل به بهشت جاودان درست کردن خلق شده اید
* نه این جهنمی که امروز بصور گو ناگون درست کرده اید ومیروید که فاتحه خود واین مادر مهربان خودرا بخوانید*من آنچه شرط بلاغ است باتو گفتم تو خوتاه ازسخنم پند گیر و خواه ملال این هم یاد بودی از حافظ همیشه زنده= شاد باشید
لطفاایت وبلاک راهم ملا حظطه بفر ما ئید مطلب جدید میگذارم http://mohamad-alavi.blogfa.com
|+| نوشته شده توسط محمد علوی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت 3:41 |
حقا یق اسلام اثر محمد علوی ( مر عشی)
هموطنان با توجه به معنی تیتر با لا از شما سئوال میکنم که آ یا مردم یک قرن گذشته نیز به همین روش نماز میخواندند ودر ذهن خود معنی آنرا تفسیر مینمو دند ؟؟ * مسلما این گونه که نبشتم نبوده است چون خود اینجانب متولد فروردین 1308شمسی برا بر 1929میلادی مبیباشم در آن زمان مردم در خواندن نماز تنها در خواندن قرا ئت عربی نمازمسر بودند که ص وض وط ظ وع وغ را از مخرج ادا نمایند که نکند تارک الصلات یا بی نمازمعرفی بشوند * ودلیلش هم این بود که حتی سواد خواندن ونبشتن را ندا شتند وتقلید از امام جماعات نماز گذا ران را میکردندوبقول بعضی مئومنین حُر حُری مذ هب بودند واگر قر آن میخواندند به همین شکل وروش بودتا اینکه قانون باسواد شدن اجباری کودکان وخواندن معارف اسلامی به اجرا در آمد ودر هریک از دهه های این قرن گذشته پیش رفت آموزش واقعی قر آن وبرداشت از مواهب زندگی بجا ئی رسید که هریک از مردم با سواد این دهه ها خود یک حجت الا سلام شدند * واکثریت علمای مذهبی منجمله امام خمینی در مورد تفسیر آیات قر آن میگفتند تفسیر هریک از الف بای قر آن کار هیچ کس نیست وباید هر مسلمانی بقدر فهم وشعور اکتسا بی قر آن را تفسیر وبرداشت معا نی نماید * وامروز وقتی مردم بقول آن نویسنده کتاب های موریانه وزنبور عسل میتوانند پی به ماهیت هرز زره ای ببرند وبگویند ما بیست قرن بعد از حضرت عیسی بدنیا آمده ایم اگر مردم بیست قرن قبل خدا را در معجزات حضرت عیسی دیده اند اینجانب امروز خدارا در لا بلای اتم مشا هده میکنم * واگر میگویم که در قرن گذشته مردم کشور من خدارا در لابلای تقلید از معانی قر آن بعلت نداشتن سواد فهم وشعور خدارا از طریق استفاده کردن ازتقلید فهم وشعور دیگر اندیشمندان ستایش میکردند واز این طریق مرتکب هر بیشعوری میشدند وتقصیر ناقص بودن اعمال خودرا بگردن مراجع خود می انداختندواین امر چندان دور از حقیقت امر نبود * وقتی بزرگی از بزرگان دین ومذاهب ظوا هر خود بزرگ بینی در میانشان رسو خ پیدا میکرد بعضی ها چون سید محمد علی باب دعوی امام زمانی وبعد پیامبری وحتی خودرا باب عالی وخدای مجسم معرفی ویا مانند آن شیخ عبد الوهاب مذهب وهابی را رواج دادند وشیطان سیحونیسم با مشارکت انگلیس شروع به تخدیر مردم مسلمان بی سواد از زندگی نمو دند * کار بجائی رسیده که بن لا دن ها وطالبان ها را از کیسه های مار گیری خود بجان مردم بی سواد زمان ها ومکان ها انداخته اند وکار را بجائی رسانیده اند که نزدیک است دنیا را بسوی نابودی تمدن بشر سوق دهند * عده ئی ابو موسی اشعریان وطن ماهم بخیال بدام انداختن مردم برای کسب قدرت وثروت وسروری همان شیوه بن لادن ها وطالبانهارا از طریق افکار گوناگون هفتاد دو شاخه ئی از برداشت معانی شیعه گری عترتهای پیا مبر راه انداخته اندولی این عده سخت در اشتباه هستند چون ملت ایران در عصر حاضر که حدود 17 ملیون خانوار هستند حد اقل هر خانواری دونفر دیپلمه ولیسانس و دکترای ادبیات فارسی در میان خود دارند که مجموعه آنا ن 34 ملیون نفر میشود * وبا احتساب کودکان زیر رشد عقلی که حدود بیست ملیون نفر هستند مشا هده می کنید که بقیه کم سوادتان وبی سوادان کمتر از از 16 ملیون نفرند وچون بیسوادند در حکم یک زائده آ پاندیس در جسم جامعه هم بحساب نمی آ یند؟؟ * پس بهوش باشیم تا کمتر از یک دهه دیگر مردم کشور ما سواد عالی شان از مرز نود در صد هم خواهد گذشت وچنین مردم خداشناس واقعی مجاهد در راه بندگی واقعی خدا وند را نمیتوان در پناه بی قانونی وهدایت چوب وفلک حتی جنایت و حتی کی براه پا لان برکول گرفتن و سواری دادن برای تعیش شکم بار گان روز گار تر بیت کرد * این مردم وقتی نماز خودرا اینگونه که در تیتر بالا نبشتم میخوانند واعمال میکنندهر یک در جای خود یک بمب اتمی شیطان کش هستند تا دیر نشده است دست برادری وخواهری بهم دهیم ودراین راه الهی لبیک گو یان قدم نهیم وابو موسی گری را برای کسب قدرت وسواری گرفتن بد ر ریزیم وسلام وانشا الاله
|+| نوشته شده توسط محمد علوی در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 3:5 |
یکی دیگر از غصه ها واند وه های تاریخ اثر محمد علوی
مقصود از تصویربالا حکایا ت واقعی بدون غش زندگی بشر بر این کره خاک است که بامر خداوند هستی بخش که چون شبنمی باریده شده است وبامر او اشرف برمخلو قات گردیده و تا قیامت محلت دارد که با اختیار اهداف از پیش تائین گردیده به امر خدا وند متعال را نما یند گی نمایدکه هرکس مسئول امری میباشدکه بقدر استعداد وتوانش قبول مسئو لیت نموده است.................................................................................. ولی این انسان یک یا چند فرد بخصوصی نیست درست است که هر فرد از افراد بشر دارنده ماهیت ذاتی خودش میباشد ولی این ما هیت ذاتی در حکم یکقطره ا ب است در مقا بل ماهیت دریا...................................... آنچه را که خدا وند در روی کره زمین نما ینده خود قرار داده است در یا های متعدد انسانها ئی میباشند که نامشان جوا مع بشری میباشد که نماینده خدا در زمین هستند واین انسانها میتوانند با برخورداری از قوانین خواسته های درونی خود نقش آ فرین زیبا ئی های بهشت گونه باشند یا اینکه بنیان نازیبا ئی هائی را بوجود آ ورند که نشانگر زندگی جهنمی برای افراد بشر وا قع گردد ................................................................... یکی از این دریا های الطاف الهی دریای کشور ایران وملت ایران میباشد وبرای جلو گیری از طول کلام توجه میدهم به یکی از نبشته های قبلی ام تحت عنوان ..............................................................................
نوشته اند شاه عباس سفیری بدربار پادشاه گور کانی بکشور هندوستان فرستاد وشاه عباس را رسم چنین بود یک یا دونفر از کارمندان سفیر را خبرچین سفیر ودیگر اعضای سفارت قرار میداد که گزارش کار های آنان را بشخص شاه بدهد ............................................................................................ در این سفر خبر چین مذکور خبرداد که در روز پایان کار سفیر رسم چنین بوده که سفیر خدمت پادشاه آن کشور مشرف شود وهدایائی بوی داده شود واحازه بازگشت را از شخص شاه بگیرند ولی سفیر ایران بدین امر گردن ننهاده وبا نهایت بی ادبی بدون خدا حافظی وحضور در نزد شاه هند را ترک کرده وبایران برگشته است 00 وشاه عباس را عادت چنان بوده که هرگاه میخواست کسی را مجازات کند لباس سرخ مخصوص غضب میپوشید وآنروز نیز چنین کرد............................................................................................ در حضور درباریان سفیر را احضار نمود وبا شدت از او باز خواست این رفتار نا شایست را پرسش نمودسفیر گفت مرشد اکمل بسلامت باشد 00 قبلا صدر اعظم هند بمن گوش زد کرد که برای گرفتن خلعت وهدیه باید پای برهنه از در بارگاه سحده کنان بطرف شاه بخزی واظهار عبودیت کنی ومن واسطه بلند شدن تو بشوم تا شخص شاه بتو خلعت بدهد........................................................................................ ومن چون خودرا دراین کشور نماینده شخص شاه عباس مرشد اکمل میدانستم بچنین اهانتی برای گرفتن مشتی جوا هر تن در ندادم وبرای اعتراض به چنین توهینی لازم ندانستم بدون کسب اجازه از آن پادشاه00 ابهت ووقار مرشد کامل را نا دیده بگیرم 00 لذا از در بار چنین بی ادبان 00 بد ودن خدا حافظی خارج شدموشاه عباس دستورداد شنل سبز مرا بیاورید وبر دوش این مرد شریف اندازید واورا در ترازو بنشانید وهم وزنش طلانثار کنید و گفت......................................................................... درکشور من هر مقدار رجال کشور وزن ووقار خودرا حفظ کنند وبرای خاطر یکمشت پول نزد هر اجنبی زانو نزنند ایران بمقامی خواهد رسید که خداوند وعده آنرا دادده ما در دنیا هرچه بدی دیده ایم 00 از خیانت وخود فروشی رجال کشور بوده است 00 من هرگز فراموش نخواهم کرد آن خائنینی که بانوک شمشیر جدم شاه اسمعیل از لجن زار زندگی نکبت بار خود بمقام بزر گا ن ایران تکیه زدند 00 ولی بجای ستایش از این مو هبت سر شیر زنی از سللا له رسول خدا مادر من را در حضور شوهر نیمه نابینایش که پادشاه این کشور بود سربریدند ومن تاحال بخوا طر امنیت کشور که نیمی ازآن در اشغال اجانب بود بخاطر اینکه این نمک بحرام ها خیانت بیشتر نکنند وبرای جبران خیانت خود در جنگها جانفشانی کنند می بینم صحیح وسالم نزد من نشسته اند ودر افکار سیاه خود شاید نقشه قتل من را کشیده اند 00 میبینید که امروز لباس غضب پوشیدهام که خا ئنین وتجاوزکاران این مملکت را بسزای خیانتشان برسانم 00 همچنانکه خدمت گذاری را بپاداش رسانیدم 00 اکنون دستور میدهم اینان را در هر لباس ومنصب که هستند بسزای اعمال کثیفشان برسانید وفورا عده ئی از این قا تلان در همانجا بقتل رسیدند وبقیه بطرف گبلان فرار کردند وبه خان احمد گیلانی پناهنده شدند 00 که خود داستانی دیگر دارد........................................................................................... حال برای من اینجا سئوالی مطرح میشود یک پادشاه دیکتاتور ارثی چون شاه عباس درتاریخ منعکس است که پدر رجال خائن را در می آورد 00 ولی هرگز بمردم کوچه وبازار کار نداشت که چرا چنین میکنید ومیپوشید ومیخورید ودر جلفای اصفهان برای هم وطنان ارمنی خود ارزش قائل شد وکلیسا برایشان ساخت 00..................................................................... ولی امروز که ما انقلاب کرده ایم ونزدیک سی سال است از آن میگذرد افرادیکه از پرتو این انقلاب به همه چیز رسیده اند 00 وبا اقتصاد ما بازی کیش و مات میکنند 00در پرتو مصونیت ابدی قرار دارند ولی ظابطین دادگستری ما را تحریک میکنند مردم کوچه وبازار را با حکم خودشان بشدید ترین وجهی با قدرت ناشی از اسلحه خریداری مردم 00 مردم را بقول خودشان تنبیه میکنند البته ارازل واوباش جای خودرا دارند اگر منتظر قانون بمانیم اینها هم پدر کشور را در می آورند00................................................................................... من چه بگویم که نتیجه بد نداشته باشد شنیدم شاه صفی نوه شاه عباس که بجای پدر بزرگ بتخت نشست وشقاوت پیشه نمود دستور بریدن زبان کسی را داد 00 آنکس گفت دستوربده تا مرا بکشند وزبانم را نبر 00 گفت چرا؟ گفت اگر زبانم را بریدی همه اعضای من زبان میشود وفریاد میزند واین مردم 00 همه اعضایشان دست میشود .. وجان تورا خواهند 00 گرفت................................................................................ واندکی بعد همین مردم در مقابل محمود افغان فقیر وگرسنه که با بیست هزار نفر اصفهان را به محاصره گرفت کل ملت ایران ساکت شدند وحرف نزدند 00 تا شاه سلطان حسین سر بریده شد وشاه طهماسب دوم بدست عساکر نادر در مشهد خفه شد 00 وفاتحه صفویه خوانده شد ودر تاریخ نوشته شد چوب خدا صدانارد وقتی که خورد دوا ندارد........................................... دوستان اگر در کشور ما زیاده خواهان ما جلویشان گرفته شود دیگر امریکا جراٌت نخواهد کرد در خلیج فارس برای ما اربده بکشد ................................................... شما اشتباه میکنید که میگوئید صدام درسال 1358 بما حمله کرد وظرف هشت سال نتوانست کاری بکند خیر اشتباه میکنید منهم بنوبه خود بشکلی بهتر دراطراف میدان جنگ در خد مت بودم 00 وچهار سال نظاره گر این جنگ بودم 00 فرمانده کل سپاه صدام امریکا وناتو بود 0 صدام چون طبلی بود که روباه بادمش با آن دهل میزد این امریکابود که شکست خورد وامروز زوزه میکشد ............................................. واین ملت بود که باجان ومالش پدر امریکارا در آورد بهوش باشید این امریکا برای ما خواب هادیده 00 وستون پنجم او درادارات ونهاد های دولتی که خود غارت گرند نظام وبزرگان نظام را مسبب معرفی میکنند و مردم را بجهات واهی عصبانی میکنند که چون زمان شاه سلطانحسین سر جایشان بنشینند وتماشا کنند 00 وخدا آن روز را نیاورد شما افغانهارا ببینید این کابوی امریکائی پشتئون وهزاره ووو را بجان هم انداخته وشیخ عمر را ازکیسه انگلیس بجان مردم انداخته ................................ در عراق کرد وترکمن وشیعه های جورا جور وسنی های رنگارنگ را بجان هم انداخته بترکیه وعده پیوستن به ارو پارا داده این ملت ایران است 00 که ترک وفارس و بلوچ و ووورا متحد دست دردست هم دارند بازهم میتوانند پدر امریکا واقمارش را در آورند ................................................................... بشرطی که مردم را نرنجانید وعاقلانه عمل کنید اگر واقعا عملی بشود که مردم بدانند نما یندگانشان تحت تا ثیر انتخاب یک اقلیت ولو فر هیخته انتخاب نشده اند و خودشان توانسته اند نما ینده خودرا معرفی کنند البته نظارت در امر انتخاب لازم است ولی نباید این نظار یکدست از یک طبقه خاص باشد که اگر اینطر بشود که هست حتی خدا وند هم قبول ندارد که این انتخاب تحت تا ثیر سفارشات انجام نشده باشد هیئت نظار باید دو گانه باشند یک گونه از نهاد ها ئیکه امروز عنوان شورای نگهبان ووزارت کشور عمل میکند وگونه دوم نا ظرانش باید نما ینده گان مجلس از همان دوره در حال خدمت باشندورای کثریت این دو گونه صحت انتخا بات را اعلام کند تا افکار مشوش نگردد وستون پنجم دشمن همانطوریکه نبشتم ازاین افکار مشوش سوء استفاده ننما یندمن چه بگویم کو گوش شنوا بعلت فوت یکی از بستگانم مدت یکهفته در منزل نبودم وبدین جهت چیزی ننوشتم وتنها آ مار یکهفته از بازدید کنند گان محترم را توسط موئسسه محترم وبگذر را تقدیم مینما یم بازديد روزانه 7 روز گذشته |+| نوشته شده توسط محمد علوی در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 22:26 |
آ یااز این دو یکی اَب است ودیگری اِبن است یا اینکه هردو پسر عمو هستند ؟که یک پسر عمو جهش یافته ودیگری بقدرتی خدا همان که بود باقیما نده است......................... منظورم از این دو یکی جناب جلالت مآب اولاغ است ودیگری عا لیجاه اسب است که با مختصری فرق هیچ تفا وتی با یکدیگر ندارند نهایت اینکه یکی از آ نهاگوش ها وبعضی جاهایش دراز تر از او ن دیگری است واون یکی دست ها وپا ها یش بلند تر ازاولی میبا شد.................... تفا وت دیگرشان این است که جناب خر هم تنبل است وهم خرفت و احمق تشریف دارند ولی عا لیجاه اسب هم شکیل است وهم با هوش است وهم تند رو میبا شد........................................... ولی هردو در موقع خود هم سواری میدهند وهم بار میکشند وهم کاه میخورند وهم شلاق نوش جان میکنند ومهم تر از همه اینکه شا هنشسا هان باستانی ایران اسب را شبیه آدمیان یا فته اند واهورا مزدارا سپاس گفته اند که آنهارا سرور کشوری نموده که اسبان ومردمان نجیب دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ملا حظه میکنید که هم به اسب وهم به انسان لقب نجیب دا ده اند معنی این صحبت ها چیست........................................ بازملا حظه میکنید که گفته اندگا وان و خران بار بر دار به زآدمیان مردم آزار؟ خوب میبینیم که گربه سانان را حیوان وحشی خوانده اند زیرا گذشته از اینکه سواری نمیدهند وکاه نمی خورند اگر هم شلاق بکار رود صاحب شلاق را میدرند این وجه تما یز بین اولاغ واسب وقا طر وانسان چیست واز کجا سر چشمه داردآ یاصحیح است یا غلط است.................................................................. من نمیدانم شماجواب بدهید دو لت انگلیس برای حفاظت هندوستان بکشور ایران احتیاج داشت که بقول بعضصی ها از راه جاده ابریشم سابق از ارو پا به عثمانی واز آنجا به ایران ودر نتبیجه به هندوستان راه یابد تا از طریق دریا گرفتار دزدان دریائی چون خودش وفرانسه وپر تغال واسپا نیانشود............................................................ ولی قا طبه ملت ایران نه اولاغ بودند ونه اسب بلکه شیرانی بودند که15 قرن است با مهاجمانی چون بنی امیه وبنی عباس وترکان آسیای مرکزری ومغولاان وتا تاران جنگیدند..................................................... تا این کشور مقدس را حفظ کردند نمونه هایش ابو مسلم های مروزی مازیار ها وافشین ها وسر بداران وعلویان ومرعشیان دست آخر کمک کردند تا شاه اسمعیل صفوی برای بار دوم چون کورش کبیر قسمتی از مام میهن را آزاد وپایدار نمود............................................... ودر صده اخیر نیز دلواریان وجنگلیان ووووو تا بامروز این کشور را از چنگال این پنج بعلاوه یک یا دو سه نجات داده اندنگاهی اندازید به جنگ اخیر ایران وعراق ببینید جوانان برومند ایران چه ها که نکردند تا اینکه جناب بوش نوکر دم جنبان خودرا یعنی صد دام را تنبیه کرد ولای ریشش نمیدانم شسشششش یا اینکه شپشس کشت وچشم غره ئی رفت به دیگر نو کرانش.............................................. ولی هرگز وهرگز چشم ازاین کنام شیران ایران بر نداشته است وچون میداند که نمیتواند ملت ایران را اسب یا خر نماید لغوه بمب اتمی گرفته اند................................. ای بزرگان ایران ای دلسوزان ایران من وامثال من در حال رفتن هستیم شمارا بخدا سوگند میدهم این جوانان را آزار ندهید این کنام شیران را به اتهام های بیجا نابود نکنید وبدانید این پنج بعلاوه دو وسه................................. خواب ها برای ایران دیده انداز جمله پرا کنده کردن مردم وخونخواه نمودن بیجهت مردم خطر پشت خطر این کشور واین ملت را تهدید میکند وترس آن میرود از ایران همچون عراق اقلیم های کردی وترکی عربی و بلو چی بسا زند بخدا سر سام گرفته ام .......................................... نمیدانم چه بنویسم شمارا بخدا وند سو گند میدهم کاری نشود که نظیر زندگی سلطانمحمد خوارزم شاه وقضیه اتراد پیش آید وسیل اعجوج معجوج های مغولی مذهب بایران سرازیر شود این مایه ننگ است که کاری کنیم که شغالی چون یهود سرگر دان عزم تسخیر کنام شیران نمایدآنها که گفته اند هخا منش که خدا خواست منقرض گردد سکندر از پی تسخیر دار یوش آ مد اشتباه گفته اند............................................... خدا وند هرگز نمیخواهد ایران تسخیر کسی بشود که هر وقت هم که تسخیر شد بی سلیقه گی وندانم کاری ونفاق و دشمنی بیجا این بلا هارا برایران وارد کرد ستون پنجم و خا ئن به ملک و ملت آ ن کار کنانی هستند که هم دزدند وهم رندو مزور هستند و خیا نت های خودرا به پا ی دو لتمندان میگذارند ومیگویند ما نوکر ارباب هستیم نه نوکر قا نون وملت چرا عصبا نی هست چون دو لت افسار اینگو نه خا ئنان را ولکرده وبه همین جهت است که همیشه اجنبی در کشور مدا خله کرده ومارا بدین روز انداخته است.............................. یادم نمیرود که میگفتند اقتدار وقدرت رضا شاهی آنچنان است که شیر پیر انگلیس زهره آب میکند دیدیم که چه شد وخود رضا شاه درباغ کازرونی در اصفهان نیمه شبان بخودش میگفت اعلیحضرتا قدر شو کتا زکی ؟؟ چرا زکی چون از ملت برید وملت هم در موقع حاجت از جایش تکان نخورد..................................................... تصور نکنید که ملت ترسید خیر نترسید همانطوریکه از صدام با متحدینش از پنج بعلاوه یک وووو نترسید وموجبات محو او را فراهم کرد وامرز هم هریک از ملت ایران یک بمب اتمی میبباشد از ملت نهراسید وبا ملت آ شتی کنید ملت رشید است وده هزار سال عمر دارد وپدر همه قدرتمندان هل من مبارزطلب ر ا در می آ ورد
|+| نوشته شده توسط محمد علوی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 7:12 |
ای وای برماانسان ها که در باطلاق های زند گی پریر وز و دیروز و امروز وا ماند ه ایم که در فرداهم نصیبی جز حر مان وندا مت نخواهیم داشت چه خوب بود حد اقل ما ایرا نیان بقدر فرورفتن به ظواهر زندگی قدری هم به رفته های تاریخ بشر نگاهی اندازیم.. تا از قول سعدی ننو یسیم که نه بر اشتری سوارم ونه چو خر بزیر بارم نه خداوند رعیت نه غلام شهریا رم تا متوجه بشویم که آن کسانی هم که بر اشتری سوار بودند وهم خدا وند رعیت وهم شهریار غلا مان روز گار بودند .............................................................................................................................. باما انسا نها ی امروز که در عهد ماشین و الکترو نیک و چه و چه و چه هستیم هیچ تفا وتی از نگرش به زندگی نداشتند آنها ا لگو ئی از امروز ما بو دند وما هم کپی ورو نوشت زند گی آ نها هستیم تنها فرقی که داریم شمایل مان عوض گردیده والی همان عرو سک های ناطقی هستیم که بقول معروف در وادی طور قرن ها میبا شد که سر گردان مانده ایم وهیچ استثنا هم ندارد چه ظاهرا بزرگ نما باشیم یا کو چک گرا بظاهر خودرا انسان میپنداریم ولی در با طن هم چون کبوترانی هستیم که خودمان بخودمان لقب کبو تران حرم داده ا یم. البته دربین ما انسانهای بیشماری هم بودند وهستند که نا م وا قعی آنها فیلسوفان جهان است که آنها راه انسا نیت را برای اعتلای انسان از طفو لیت ذهنی به بزر گ شدن فکر واندیشه نشان داده اند وبه بشر خدمت بی نتیجه تا با مروزنمودند وشهید راه ندانم کاری های ماشدند میدانم که هرکس این مکتوب مرا بخواند متحیر میماند که من عقل خودرا از دست داده ام ویا دام دیگری برای اسارت های فکری بشر پهن کرده ام؟؟شاید شما درست فکر کرده اید من جاهلانه ارا جیفی را سر هم کرده تحویل شما میدهم اگر اینطور است من مینویسم وشما بخوانید اگر درست میگویم بخود آ ئید وره نیکان را در پیش گیرید واگر نادرست مینویسم جزوی از باد هوا پندارید وره خود گیرید......................................................... چند روز پیش مقاله ئی شبیه همین مقاله امروز نبشتم که یکی از دوستان که هم پیوند با وبلا کم هستند در ستون اظهار نظر تقریبا به همین شکل نبشتند که دعا بخوانید وبه اعمه صلوات بفرستید وبه مسجد بر وید نماز بخوانید وبدر گاه خدا گریه کنید تا بقول بوذر جمهر حکیم کام روا بشویم واقعا واماندم چون جناب ایشان در کسوت ارشاد کنندگان عالم اسلام هستند چطور متوجه نشدند که منهم حرف ایشان را تکرار کرده ام منتهی از راه درستش نه از راه اشتباهی که از پریروز و دیروزو امروز رفته و میرویم....................................................... چرا هرکس میخواهد مارا هدایت کند بز بان عربی با ما سخن میگوید ومارا بسوی خدا میخواند مگر خدای ناکرده خدا عرب ویا مسیحی ویا یهودی ویا بودائیسم غیرو ه مبیباشد............................................................... ما هنوز در اول آموختن کلمات الف وب هستیم چگو نه میتوانیم کتاب زندگی را بخوانیم هنوز نمیدانیم این همه زبانها که انسا نها گفتگو میکنند زبانی است قرار دادی وابتکاری که بشر با استفاده از چند صدائی خودش برای فهم ودرک مسائل قوم وقبیله خود ساخته............................................................................................. در حا لیکه زبان بین المللی انسان همان زبان فکر واندیشه است که در پرتو عشق وعقل وخرد انسان میتواند به معراج خداوند برود وهیچ تفاوتی بین انسانها باچهره های گوناگون ومحا وره گوناگون وجود نداردوخداوند متعال در همبین قر آن کریم میفرماید چرا تعقل وتفکر نمیکنید منتهی چون پیامبر اکرم به زبان عربی ودر میان اعراب سخن میگفتند قر آن هم عربی نبشته شد در حالیکه زبان قر آن هم برای فارسی زبانها هم اگر بفارسی قر آن را بفهمند همان است که عرب هم به عربی میفهمد ویا السنه دیگرالبته زبان پیامبر برای ما محترم است وباید به همان زبان خدارا ستایش کنیم ولی زبان ما فارسی هست وزبان فکری ما بین المللی باید بین المللی فکر کنیم...................................................................................................................................... آنچه که از پریروز ودیروز برای امروز ما مانده است این است که نگذارده اند که ما خداوند وقوانین خداوند را بازبان فکر واندیشه بین المللی خود بفهمیم تا متوجه بشویم که همه مردم جهان در هرنژاد ومسلکی که هستند برادر وخواهر یکدیگرند وهرکس هرچه را میفهمد در طبق اخلاص فهم وفکر واندیشه بین المللی در اختیار بشر بگذارد وروابط برادری وخواهری بر پاکند تا درخت های دوستی در بوستان انسا نیت بنشانند تا کام دل بدست آ ورند ونهال دشمنی را برکنند وبه فرا موشی بسپارند واین میسر نمیگردد مگر اینکه تربیت بشویم که در مجرای درست فکر واندیشه وعقل وخرد این چهار نعمت تمام نشدنی وارزان هدیه الهی حرکت نما ئیم....
......روزی من نو جوان بودم ودر غروب زیبائی چشم به طبیعت خدا دوخته بودم مادرم از پشت چشمها یم را گرفت و گفت محمد جان به چه فکر میکنی گفتم بخدا وبه زیبا ئی های خدا گفت چه فهمیده ئی وچه یافته ئی گفتم هیچ نیافته ام وحیرانم گفت چرا گفتم مادر این طبیعت زیبا در همه جهان گسترده است چرا انسان ها آنرا بغلط میبینند واین همه جنگ ونفاق راه انداخته اند.....
.گفت چگونه میشود که این نفاق را از بین برد گفتم تنها یک راه دارد وآنهم قانون اساسی بین المللی است که بشر وادار شود که بفهمد فکر واندیشه وخرد انسانها یکی میباشد منتهی تربیت غلط میباشد واین تربیت غلط انسان را بجای دوستی دشمن خود قرار داده اگفت این افکرا از کی پیدا کردی گفتم از آن روز که تو ای مادر گرانقدر من سه جلد کتاب قر آن وتورات وانجیل را بمن دادی وخواندم دیدم کلام خدا یکی میباشد وانسان را به راه درست فکر کردن ودرست اندیشیدن ودرست از عقل وخرد بهره جستن هدایت کرده ولی متاسفانه تربیت غلط این کلام خدارا بفراموشی سوق داده وبشررا به غلط فکر کردن وغلط اندیشیدن وغلط تعقل کردن وغلط خرمندی نمودن سوق داده است در حالیکه زمانش فرا رسیده که بشر خودرا از طفولیت ذهنی خارج وبه بزرگی ذهنی پر تاب نماید خدایش رحمت کند رفت ومنهم در حال رفتن هستم ومتاسفانه بشر به همان راه پریروز ودیروز میرود......................... ما که خودرا خردمند میبدانیم نمیدانیم که در تحصیل علم از ابتدائی به دببیرستان وبعد به دانشگااه میرویم قر آن کلام دانشگاهی برای درست فکر کردن ودرست اندیشیدن ودرست خرد ورزیدن صادر گر دیده سنجیده شود همان است که مادر نماز هایمان میخوانیم خدا وند بخشند وبخشایشگر مالک قانون روز است که در پرتو این قانون روز اورا ستایش میکنیم که مارا براه نیک هدایت کند نه آن راهی که ظالمان ونادانان وجاهلان رفته ومیر وند
|+| نوشته شده توسط محمد علوی در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 2:13 |
راستی ما از کجا آمده ایم چرا وبرا ی چکار آمده ایم وچرا میرویم ویامیبرندمان؟؟؟هزاران سال است که دراین معمامی آ ئیم ودر چیستان زندگی میکنم و بی خبرمیرویم وظا هرا منزل را به دیگران میسپا ریم ودل خودمان را خوش کرده ایم به افسانه ها ئی بعنوان قصه های گونا گون زندگی با آئین هاوقانون های گونا گون ؟؟؟وبه همانگونه ها خدا شناسی میکنیم نه تنها هرجامعه بلکه هریک از ما انسانها زندگی را از دریچه دید خودمان تفسیر وعمل میکنیم وهیاهو را ه می اندازیم که خدا از ما گفتار وپندار وکردار نیک میخواهد در حا لیکه به درست نمیدانیم گفتار و پندار وکردار نیک چگونه است هزاران سال است در معما های پیچیده این زندگانی خود ساخته مان جنگها آفریده ایم وکشته ایم وسوزانیده وخراب کرده ایم وهزاران هزار وسیله کشتار اختراع کرده ایم
در عین حال خودرا متمدن ونما ینده خدا میخوانیم ودیگر موجودات عالم را مصنوع و بی اختیار .. کا ئنات خداوند معرفی میکنیم در حالیکه گوی سبقت از هرچه گرک ها وحشرات موزی را ربوده ایم وبرای تقرب بخدا وگرفتن بهشت وحوری وغلمان بعد از مرگ روزی ها ونعمت های خدارا از زره های ته سفره شکم باره خود جلوی مظلو مانی پر تاب میکنیم که خودمان آنهارا به خاک مذلت کشسیده ایم وتقصیرش را به گردن خدا گذارده ایم ............................................. ای بشر ای انسان به چه حقی خودرا گزیده ونما ینده خدا معرفی میکنی یک نگاه به کارنامه زند گی ات بعنوان دست نبشته های تاریخ های زندگی سر تاسر وحشی گری و سبعانه ات بینداز وزره ئی فکر کن ببیبن در کجای این زندگی عمل مثبت داشته ای ......................................... اگر روزی بر گرده اسبان وخران سوار و باچوب و چماق وگرزو شمشیر دمار از روزگار در آورده ئی امروز بر گرده آهن و پولاد ومواد معدنی ساخته وپرداخته خدا سواری وبه وحشی گری سنوات قبل ادامه میدهی وتصور میکنی تمدن آ فریده ئی وخانه های قشنگ وابزار مدرن زندگی ساخته ئی اکر دیروز وحشی گری وجنگ افروزی میکردی در هر جنگی چند هزار نفر میکشتی ومیسوزا نیدی امروز وسیله کشتن وسوزانیدن میلیارد ها موجود زنده خدارا خلق کرده ئی..................... ونتنها دراین امر پیش رفته ئی بلکه به تخریب در کا ئنات خدا گام برداشته ئی ولایه ازون را خراب وگاز های باصطلاح گلخانه ئی بوجود آ ورده ئی جو زمین را رو به انهدام گذارده ئی وداد و فر یاد حقوق بشر راه اندخته ئی ............................................................................................... ای انسان جهل و نادانی وسبک سری تابکی وتا کجا میخواهی بروی وراستی آن زمان فرا نرسیده است که دمی فکر کنی چه کرده ئی وچه میکنی آیا نمیخواهی دست از طفولیت واین ناهنجاری های وحشیانه برداری وبه کرامت وقدرت انسانی فکر کنی برای جلوگیری ازاین همه کشتارها وگردن کلفتیها درخت دوستی ومروت بکاری........................................................................ وبشر را به سراط مدینه فاضله ای رهنمون شوی که بجای کشتار ووحشی گری دمی بیاسد ودر فکر آن باشد که خودرا گسترش دهند وازاین زندان کره زمین رهائی یابند وبه دیگر کرات قدم نهد که شایسته برای این کار ها خلق شده اندالبته دراین راه درست حرکت کردن لازم است که قرن ها وقت میخواهد........................................................................................................... چرا این حرکات صحیح را از امروز شروع نکنیم که فردا بسیار دیر است ودراین سرعت توحش که در پیش گرفته ایم بتوان بسیار بالا ی رو بانهدام ونابودی پیش میرویم وبه همین جهت است که میگویم ا ز کجا آمده ام آمدنم برهر چه بود بکجا میبر نم آخر ننمودند وطنم
|+| نوشته شده توسط محمد علوی در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 3:49 |
حاج سیاح در قسمتی از سیاحت نامه داخلی خود از تهران به خرا سان وسیستان وکرمان وشیراز ویزدو اصفهان بر گشت به تهران داستانهای بسیاری نبشته استواکنون در صفحه 199 این کتاب خاطرات بر گشت مجدد به تهران وایجاد گوش درد ومعالجه خود شرحی از اوضاع واحوال آن زمان نبشته است حال با مقایسه زمانها ومکان های از 131 سال قبل ببعد را با ملاحظه این نوع مکتو بات میتوانید مورد توجه افکار شریفتان قرار دهید واز روی آن اشاء بنویسد یادش بخیر دبیر محبو بمان جناب کا مرا نی رارا که روانش همیشه شاد باشد
یکروز گفت بچه ها در کتاب های درسی شما نبشته است اسب حیوان نجیبی است چون کاه میخورد وسواری میدهد وشلاق میخورد واطاعت میکند ولی شیر حیوانی است وحشی چون اطاعت نمیکند وشلاق زن را پاره میکند ومیخورد و شاهان باستان ایران نبشته اند اهورا مزدا را سپاس میگذارم که بمن کشوری را داده است که اسبان ومردان نجیب دارد ازاین سه جمله انشا بنویسید ومن نبشتم این خود یک کتاب است احتیاج به تفسیر ندارد ویک نمره بیست ویک پری گرفتم حال شما هم ازاین قسمت کتاب حاج سیاح یک انشا بنویسید وبخودتان یک نمره بیست ویک پری بدهید
متن کتاب === دفعه دوم ورود به طهران (محرم 1296قمری -1257 شمسی) به محض ورود بطهران بخدمت حکیم تو لو زان رفتم .گوش را با میل و ما شینی شسته و بمعا لجه پر داخت کم کم تا یکهفته رو ببهبو دی گذاشت . آ سوده شدم بزرگان و دوستان یک یک دیدن کردند .وبحضو رشا ن رسیدم وهر یک از تفضیل سفرم سئوال کردند. از او ضا ع درست نمیتوا نستم صحبت کنم خصو صا اعلیحضرت شاه احضارم فر مو دند.از او ضاع سفرم استفسار فر مودند . بعضی مطالب که مناسب دیدم بعرض رسا نیدم وایشان خوشنود شدند وتحسین فر مودند مخصو صا حضرات اعتضاد السلطنه ومستو فی المما لک و وزیر دفتر ومیرزا عیسا عباس وزیر و نصیر الدوله وغیر ایشان اظهار محبت کردند
او ضاع مملکت همان بود که قبلا دیده بودم شاه که سلخ ربیع الاول 1295چهاردهم فر وردین 1257 شمسی بسفر فرنگ روا نه شده وروز سه شنبه چهارم جمادی ا لاو لی اواسط اردیبهشت از رود ارس گذشته بود وسفرش ادامه داشت ودرهفد هم محرم 1296قمری بیستم دیماه 1257 شمسی به ایران باز گشت یعنی مدت نزدیک ده ماه در سفر ارو پا بود امید من این بود که شاه در سفرفر نگستان و عدل و انتظام دول وترقیات ملل را دیده و اقتدار آ نان را ملا حظه کرده البته در مرا جعت به ایران اقدام مفید خواهد کرد وآینده تاریک ایران را مبدل بر و شنائی خواهد نمود لا کن دیدم باز همان است بلکه از اول مردم نا دان ایران را معتقد کرده بودند که سفر شاه بفرنگ برای تر ویج دین اسلام و ا صلاح با دول است؟ حمقاء بیخبر ایران که جز نام ایران از عالم فقط مختصر اسم روس و عثمانی و انگلیس را شنیده بودند اینان را چنین معتقد کر ده بو دند که در عالم مقتدر تر از ایران پادشاهی بزرگتر از نا صر الدین شاه وجود ندارد بلی معروف بود از قوت اسلام تمام دو لتها میلرزند واسلام هم یعنی ایران بیچاره مردم ایران را عمدا باین درجه جا هل کرده اند کرور ها پول ایران را بردند در خارج خر ج عیش ونوش و خرید تجملات آدم فریب بیجا صرف کردند وابدا در مقا بل این همه پول لا محاله کار خانجات مفید ومورد لزوم پبشرفت کشور را درایران دا یر نکردند بدبختی این است که اگر نا صرالدین شاه هم میل میکرد سنگ یک بنا را بگذا رد قطعا امرا وقدرتمندان متنوعی که عادت بخو ردن خون مردم کرده بودند نمیگذاشتند وهزاران تهمت وتکفیر صادرمیکردند واز همه بد تر اینکه پیش از رفتن شاه بفر نگ که راه مرا وده را باز کند خارجیان بامطالعه بتاریخ گذشته ایران را دارای وقعی ووزن میدا نستند وقتی که رجال و شاه ایران را دیدند ومصارف ومقاصد ودرجه خیال اینان را سنجیدند بالکلیه ایران در انظار خارجه مو هن ووحشی جلوه پیدا کرد وافسوس وقتی که ملل عا لم برقا بت هم در میدان تر قی وتکا مل حیات چهار اسبه می تا ختند بزرگان ایران پرده بر چشمان مردم کشیدند وگوش هارا کر کردند که چیزی نبینند ونشنوند وتسلیم محض گردند ومیگفتند شاه ایران جلو تر از شاهان فرنگ راه میرفت وافسووس که دولت روس را هم محب مردم ایران معرفی میکردند در حالیکه دولت روس از زمان پطرکبیر چهار اسبه برای نابودی کشور ومردم ایران تاخت و تاز میکرد این هست قسمتی از سیاحتنامه حاج سیاح محلاتی که عوامل خرابی وگرفتاری کشور ومر دم ایران را از ناحیه زمام داران نم۰یداند بلکه بحق همه حقیقت ها مقصر اصلی عواملی را معرفی میکند که پست هارا میخرند و بعلت نبودن قانون یا مجمل بودن ونارسائی قوانین این عوامل دست یاران زمام داران را بر جان وکیان مردم مسلط میکنند وجنین است که ایران با همه امکا ناتش هیچگاه به هیچ جا نرسیده است وبدبختی در این است که این عوامل دا رائی های کشور را بدینگونه غارت میکنند هرگز در راه آبادانی کشور وتولید کار وانتفای ملی مصرف نمیکنند بلکه عمده این چپا ول را به خارج میبرند وقصر هائی هم درایران بر پا میکنند که دیگران تحریک به چپا ول بشوند مانند معتادان به افیون که مردم را تحریک میکنندکه آنها هم معتاد بشوند واین شعر را بخوانند کو؟؟؟ درستی مجوی در عا لم کاسه آ سمان ترک دارد
پیرایش دیگری از خاطرات حاج سیاح (اجمالی از سلطنت ناصر الدین شاه اتباع حکومت از فراش و دارو غه بسیار است که شب ها دزدی میکنند وروز ها چندین بی خبر را دستگیر که مال سرقتی را پس بده وبه مال باخته میگویند دزد ازفا میل خودت است آنهارامعرفی کن تا از آنها اقرار بگیریم تحیق آنها فلک است و داغ و درفش که بگویند بله من دزددیده ام هرکس به هر عنوانی از کسی شکایت کرد او وفا میلش را میگیرند حبس و زنجیر و فلک میکنند تا بزور بنفع شاکی حرفی بزند وبقدر تمکین پول میگیرند و آزاد شان میکنندایکاش تکلیف مردم را معین میکردند که باید سالانه چقدر بدهند تا دهان این لو طیان بسته بماند وپای کسی را گاز نگیرند ویکی را آقا معرفی میکردند بد بختانه با این صدمتات مردم نمیدانند مولا یشان کیست وتکلف شان چیست وبا ید چند نفر را خدمت نما یند مردم ازدست این حکام و دزدان بتنگ آ مده اندقشون وسپاه ابدا وجود نداردغیر تو پچی وسرباز اسمی که مواجبب شان را با آزار مردم از خود مردم میگیرند وجود نداردوزارت غدلیه را این دسته از مردم از دولت خریداری میکنند ویکمشت پا کار چون کد خدا ونایب وفراش و آبدار چی ارشاد کننده دادخواهان هستند که میتوانند احکام ناسخ و منسوخ بگیرند وخلق را تلکه کننداین نمونه هائی میباشد که در کتاب حاج سیاح ثبت است واکنون بعد از 131 سال از آن تاریخ بحول وقوه الهی این رفتار واعمال دیگر در کشور مانیست واگرهم بگویند هست وما میگوئیم انشا اله بز است وآنها دروغ وافترا میزنند که خدا هدا یتشان نماید
|+| نوشته شده توسط محمد علوی در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 1:33 |
عید سعید فطر مبارک ویرایش این مقاله قاطبه ملت ایران مسلمان پیرو عترتهای پیامبر اکرم باتوجه به صاحب شریعت بدون چون وچرای امام جعفر صادق (ع) هستند که قرن های متمادی این شر یعت مطهر تا ظهور امام زمان بر همه شیعیان جهان واجب وفرض است وهرکس به اصول شریعت این امام همام معتقد نباشد شیعه نیست وحق دخالت بامور شیعیان را نداردواصول شریعت این معصوم ششم این است که جمهور مردمی که صاحب عقل وداننده قر آن وتمیز دهنده احادیث معصومین مطهر هستند بایدقانون گذار امور زندگی مردم باشند لا عیر وهیچ مقام ولباسیی دراین امر شناخت این شریعت و درامر تمشیت مردم وجود نداردولذا دراین شناخت وا جرای این شریعت مقدس درزمان حاضرکسانی هستند که دوران دبستانها ودبیرستتانها ودانشگاه هارا دیده اند ودر دوران تحصثیل خود اصول شناخت سره ها ازناسر ه هارا خوانده وعمل کرده اند وبحول قوه الهی بیش از شصت درصد جمعیت بیست ملیون خانواری ایران را که در برگیرنده 70 ملیون جمعیت ایران بدون استثنا هم فقه را میدانند وهم عاقلند وهم داننده قر آن هستند وهم تمیز دهنده سره از نا سره احادیث منتصب به عترتهای پیامبر اکرم هستنددر نتیجه بقول معروف این چراغی میبباشد که ایزد افرو خته وهرکس آن را پف کند جانش با خشم خداوند سو خته خواهد شد
بازديد روزانه 7 روز گذشته
این حقیقت که محتا ج هستم شرحی ابعنوان مقدمه بنویسم اینجا نب در ا این دور..از نشئه زندگی ..از طفولیتم یعنی زمانیکه به سن مدرسه رفتن وخواندن ونبشتن نرسیده بودم تا به امروز که هشتاد سال از عمرم میگذرد گه گاهی خواب های عجیب دیده ام که مجبور و ماٌ مور هستم تحت عنوان اینکه این خواب هاعا قبت های نوع بشر را در قیامت نشان مید هد بنویسم ؟. البته همه مردم مانند اینجانب هر گاه میخوابیم ممکن است در یک روز جندین خواب ببینیم وممکن است مجمو عه خواب های یکنفر از ده ها هزار بار بیشتر با شد
ولی این خواب ها مانند این است که انسان در طول روز صد ها حرف بشنود وده ها اتفاق ببیند ولی این حرفها واتفا قات بی اهمیت هستند و در میان آن حرفها واتفا قاتی هم می افتد که اهمیت دارد.. وپیام آور خوب وبد زندگی میباشد وبصورت قانون زندگی در ضمیر انسان میماندکه بعد ها موجبات نیک بختی ویا بد بختی انسان میگر دد..وخواب های انسان هم بدین شکل است که اکثرا بدون اهمیت ومتا ثر از جریانات روز های زندگی میباشند
ولی حد اقلی از خواب ها اشارات ضمیر با طن انسان است که بعقیده من کفتگوئی از مجرای خرد ووجدان آدمی میباشد که محل کرسی خداوند است وگه کاهی در این خواب ها که انسان فارق از دقدقه روز گار در خواب است سروشی از عا لم وجود بر انسان مخابره میشود که انسان هوشمند را وادار میکند قدری از کار زار زندگی دور شود وبه وجدانش رجوع کند ؟ این خواب ها نتنها نشان دهنده راه درست زندگی میباشد بلکه پیامی میباشد که باید به دیگران اتنقال داد تا وجدانهای خوابیده آنان بیدار شود وخطر را احساس کنند وراه خروج از آن را بیا بند بقول بعضی ها ولذا اینجا نب اول چند تا از این خواب های وا قعی گذشته خودم را مینو یسم تا شما متوجه بشوید این زندگی ظا هری خور دن وپوشیدن ونوشیدن وسلوک کردن وبعد مردن ومخلد شدن به بهشت وجهنم زندگی واقعی انسان نیست ؟؟ همانطوریکه زندگی در عالم کودکی زندگی
واقعی ظاهری ما نیست ؟ وزندگی واقعی ظاهری ما از ز مان مسئولیت پذیری مدنی ما شروع میگردد که این خود زندگی طفلانه نوع بشر است وما نباید در این برهه های زمان طفلانه زندگی کنم وباید بفهمیم که کشتی بان عالم کا ئنات سیاست دگری در این دوران ها برای مارقم زده است؟ همانطوریکه از موج کشا ورزی دستی به موج صنعتی پرتاب شدیم اینک از موج صنعتی به موج سوم الکترو نیکی سوق داده شده ایم واین خود راه وروش دیگر داردکه با حرکات گذشته ما فرق بسیار دارد وهرکس فهمید این مدعارا اسب شرف از گنبد گردن بجهاند وهرکس نفهمید در جهل مرکب ابد الدهر بماند که این هما ن جهنمی میباشد که خدا وند وعده داده است این خواب های من با زندگی نوع بشر ربط بسیار دارد وسروشی میباشد که باید هم شنید وهم بوسییله مکتوب و در مورد آن ا ندیشه شود ومانند دق البابی گر دد که ره گذری درب منزل شمارا میزند که ازخواب باطل بیدارشوید ویه پیرا مون خود بنگرید ودر حقیقت های زندگی قدم نهید شاید که رستگار شوید
اولین خواب واقعی من در کودکی پیش از دبستان رفتنم اتفاق افتاده است و کودکی من مواجه بود با گردن کلفتی های هیتلر وسخنرانی های گوبلز سخن گوی هیتلر در اوایل بحران جنگ جهاتی دوم که ترس ودلهره این جنگ در ایر ان وهمچنین خانواده من رسوخ پیدانموده بود.. ومن کودک هم ازاین ترس بی نصیب نبودم.. در یکی از این شبهای دلهره آور اول شب خوابم برد ودر خواب صحنه هائی از جنگ وبمباران های هوا ئی را دیدم وهوا پیماها ئی دیدم که در آن روز نبود.. ولی در امروز هست و من در التهابی از ترس بودم که نا گهان دیدم دستی از آسمان بیرون آمد وهوا ییما هارا مانند اسباب بازی بهر طر ف پرتاب کرد وآسمان صاف وآبی شد ودست دیگری که یک قلم بزرگ داشت از غرب بشرق باخطی پهن وسبز رنگ نبشت نصرو من الله وفتح ُُقریب که کسی فریاد زد این دست علی میباشد؟ مادرم متوجه التهاب من در خواب شد وبیدارم کرد.. ومن خوا بی که دیده بودم تعریف کردم شبانه مرا بردند در اطاق پدر بزرگم حضرت آ یت الله الظمی میرزا علی اکبر علوی مرعشی ومن خوابم را تعریف کردم وایشا ن فرمودند این میرساند که محمد در زندگی قبلی اش فردی باسواد بوده این سواد او در ضمر باطن او میباشدکه امروز که ظا هرا کودک به دنیا آمده توانسته است با بی سوادی خود قر آن را در خواب بخواند متوجه بشوید این حرف را پدر بزرگم زدند که بصورت مستقیم نسل منبعد نسل نواده امام سجاد وعلی مرتضی وپیامبر اکرم اسلام بوده اند؟؟؟؟؟؟؟؟ وخواب دیگرم در زمانیکه چهل ساله بودم در روستای مرانک دماوند تنها خوابیده بودم وچون در روستا برق نبود چراق نفت سوز را فتیله اش را پا ئین کشیدم و خوابیدم در نیمه های شب در خواب دیدم که خوابیده ام وچهار خانم در دو طرف من نشسته بودند با شدت مرا تکان دادند که بلند شو آیت الکرسی بخوان نا گهان از خواب پریدم قر آن را برداشتم وچون نمیدانستم آیت الکرسی در کدام سوره از قر آن هست از سوره بقره شروع کردم وچون مادرم گه گاهی که مریض میشدم برا یم آیت الکرسی میخواند بعضی جملات این آیات در ذهنم بود وآنرا یاقتم ونا گهان دیدم همه را نتنها حفظ هستم بلکه به هرجای قر آن که میرسیدم و تر جمه تحت لفظی آرا میخواندم میدیدم ومیبینم که قر آن با من حرف میزند ومیتوانم با توجه بحرف وفهم هر سئوال کننده کلام خدارا تفسیر کنم به نحویکه هرکس بقدر فهمش در ک کند مد عای قر آن راومتوجه شدم که دو قر آن وجود دارد ؟؟یکی قر آن قدیم است که خدا وند در روز ازل که بشر را خلق کرد قرآن فهمیدن وپی بردن از شعور کا ئنات را در وجوداو امر کرد:: نه اینکه از راه علت ها ومعلول های جسد آدمی وفرمود بگو روح امر خدا وند است نه خلق خدا وند و در قر آن جدید در رسالت محمد مصطفی .. یاد آوری قر آن قدیم است که انسان بفهمد معنی بدی ها وخوبی های پیرامون زندگی های خود وهم نوعا نش را وخواب ها دیگر هم دیده ام که فعلا به این دو خواب بسنده میکنم با توجه باین خواب های واقعی خودم که وا قعیت زندگی میباشد متوجه شدم که ماهیت و جوهر انسان روح او میباشد نه جسد او واین روح کیهانی میباشد و در محور خودش وجها ن ملکوت خداوند چر خنده است این جسد انسان دربرگرفته از موجودات خاک وانوار خورشید است که موقت است وهر لحظه برنگی این بت عیار در می آید این آسمان واین کهکشان ها وستارگان واختران ماهیتشان در ظاهر بدن شان نیست که تمام آن مصنوعی است از عالم قوانین علتها ومعلول ها مانند یک یا چند تکه سنگ که ذوب میگردد وآهن میشود وهوایما میگردد بعد اسقاط میشود مجد دا آ هن پاره میگردد وبعد اکسیده وپوسیده وخاک میگردد وبعد گاز میگردد ودر فضا معلق میشود
آنچه مسلم است آنچه ابدی وماندنی میباشد آن ذات ذیجودی میباشد که شعور لایتناهی میباشد ونامش خداوند است واو این شعور را بصورت قوه بانسان عنایت فرموده ونماینده خود گردانیده که بتواند این شعور را بقدر استعدا دش از قوه بفعل در آورد
واینک میپرداز م به خود مطلب که این مقدمه را بعنوان توجه با آن نبشتم ونتیجه میگیرم آنچه بر تاریخ وجان انسان بقول باستان شناسان گذشته که پنجاه هزار سال تمدن را در بر دارد تمام آن بدین حقیقت ربط دارد که حد اقل تا ظهور محمد مصطفی خلقت انسان دوران طفو لیت ونادانی طفلانه گذرانیده ومیرود که بدو ران نو جوانی وجوانی قدم نهد زمانیکه مدت طفولیت انسان چیزی باشد که در معیت زمین پنجاه هزار بار دور خورشید گشته باشددوران نوجوانی وجوانی وکمال وپیری ودست آخر مرگ همه گانی انسان هر یک جدا گانه پنجاه هزارباربا ید گرد خورشید بچرخند تا قیامت کبرا شروع شود وبه موجب سوره واقعه آسمانها شقه شقه شوذ وخورشید منفجر شود وزمیبن فرو ریزد وکائنتاتی نو سا خته شودوتا آن روز بشود چه میشود؟؟؟؟؟ بنا براین با توجه به آنچه در ذات انسان است که از همان روز های نخست مدنیت پی برد که بعد مرگ زندگی میکند ودر گورهای خود از غذا گرفته تا پول وجواهر واسلحه وغیره میگذاشت که بعد مرگ قحطی زده نشودوبعدا که از طفولیت خارج شد ودانشگاه بشریت در لباس اسلام بر انسان ابلاغ شد مکرر به بسیاری مطالب اصلی وباصطلاح مادر فهم وشعور اشارات ماٌکد وواجب رفته است از جمله سوره حمد که میگوید خدا بخشنده وبخشا یشگر است صاحب قانون روز است تنها اورا پر ستش کنید واز او یاری بخواهید که او شمارا براه نیکوئی ها رهنمون میکند وبراهی هدایت نمیکند که گمشده های نادان وظالم رفته اند ودر سوره بقره آ یه27 میگوید چکونه کافر میشوید بخدا ئی که شما مرده بودید وزنده تان میکند وباز بسوی خود میخواندتان واز این آیات مکرر در سوره های دیگر قر آن فرا وان است من گاهی که در افکارم باتوجه باستکاک با افکار دیگران در میمانم خصو صا آنها که فکر میکنند وقتی مردند در خاک یا جای دیگر میمانند که ملیون ها قرن دیگر زنده ببشوند وبا انسانهای اولیه به بهشت ویا جهنم بروند واین افکار را نمیتوانم با ورکنم ... با خودم حرف میزنم ویک محاکمه تشکیل میدهم هم دادستان میشوم وهم قاضی هم خواهان دعوی میشوم وهم خوانده دعوی وهم هیئت منصفه میشوم وهم ارتبا تات جمعی جون ایمان دار م که در وجودم کرسی خداوند وجود دار د وچون ایمان دارم بزرگان دین و دانش ر اهم به عنوان تماشاچی وغیره و غیره میبینم در یکی ازاین شب های طولانی محاکمه بعد از ساعتها بحث وگفتگوی متفکرانه ناگهان قا ضی محکمه افکارم فریاد زد گوش کنید حکم قطعی قاضی محکمه راکه این قا ضی خود خدا وند است وخطاب بشما ای انسانها من قادر بودم مانند یک پشه ویا یک مگس بشما عمر یک روز ه بدهم که در این یکروز آنچه بر هفتاد هشتاد تا صد سال عمر شمامیگذرد بگذر د ولی من ازروی خرد وشعور خودم بشما عمر طو لانی دادم ودر هر ده سال عمر شما بمرور فهم ودرک مسا ئل بشما دادم خجالت نمیکشید که رفتار وکردار وتقلید تان ونظرتان به دنیا و ما فیهاچون طفلان جهار پنج سیاله است وکجا رفته است تجربیات زندگی شصت هفتاد ساله شما درست است که بعضی از شماها در طفولیت وجوانی میمیرید ونفهمید که شروع عمر شما از این نشئه فعلی زندگی نیست ؟؟ نابخردانه فکر میکنید ومن را هم مانند افکار بچه گانه خود عبادت میکنید؟؟بعد هزا ران سال که از پیدایش شما میگذردو در15 قرن قبل دز سوره یاسین این همه نشانه ها در سر راه شما قراردادم وبشما راستی ها وکژی هارا نشان دادم تعقل وتفکر نکردید ومانند دوران جاهلیت اولیه پس ازاین همه رفتن ها وبرگشتن ها جاهلانه زندگی میکنیدو به حرفهای نابخردانه شیاطین ریزو درشت گوش میدهید وطوری مر ا عبادت میکنید که میپندارید من عروسک هستم وشما طفل چند روزه هستید وبا من وخود تان بازی میکنیدنه تنها اسباب بازیها ی خودرا میشکنید وجان یکدیگر را میگیرد بعشق اینکه لشگر من وهم حزب من هستید خودتان را مورذد مسخره ومضحکه قرار میدهید چگونه امید وارید که انسان ومسلمان بمیرید مطمعن باشسید با این رفتار وسلوکی که دارید هیزم کشان جهنم ها ئی هستید که خودتان وهم پیمانانتان در آن مخلد میگر دید خجا لت نمیکشید که من ر ا که خیر محض هستم وهرچه آ فریده ام در جای خودش وبرای خودش خیر محض است نها یت این است که این خیر ها در بسیاری جهات برای شما خیر است ودر بسیاری حها ت ذیکر برای شما شر است ومن راه دسترسی بشر وخیر ر ا بشما نشان داده ام وشمارا اختیار دادم ودر هر روز از روزهای پایا نه عمر موقت شما هرچه کسب کرده اید نصیبتان خواهد شد وشما که با مکرو فریب مردم را میفریبید وشما که برای یک لقمه نان مفت عرض وشرف خودرا بخدمت ظالمان میفروشید خودتان بزر جهنم کشت میکنید ومتاع شما خریداری ندارد ومجبورید محصو ل خودتان را از دانائی ونادانی مکرو فریب خودتان درو وبر داشت کنید من نشانه هارا در سر راه شما گذاردم تا ببینید چه میکارید وچه برداشت میکنید ==== ادامه دارد شاد با شید
|+| نوشته شده توسط محمد علوی در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 4:52 |
|
درباره وبلاگ
![]() اینجانب محمد علوی مد یر این قسمت از وبلاک توضیحاتی در مورد امورکشور میدهم و توجه میدهم که اینجانب طرفدار هیج مکتب وکرایش خاص سیا سی نمی باشم تنها بخاطر نشر فر هنگ ونحوه بهتر زندگی بعنوان پیش نهاد تقدیم خوا نند گان محترممیکنم چون متاسفانه یکمشت وبلاک نویس فاسد از نبشته های من تحت عنوان سرقت ناجوانمر دانه سو’ استفاده میکنند بازهم اعلام میکنم نبشته هایم هیچگونه گرا یش سیاسی خاص ندارد
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
88/08/01 - 88/08/3088/07/01 - 88/07/30 88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 آرشيو موضوعی
دید گاه هاپيوندهای روزانه
تبوک-شیرینما ا يرا نيان انسانها ئي هستيم با تمدني كه ريشه در ده هزار سال تاريخ دارد دیار مرد گان پست 67 از خاطرات در باد بادك بادبادک خاطره ها پست دوم حقیقت اسلام اثری از محمد علوی این مقاله یادی از ملی شدن نفت ایران ودسیسههای انگلیس قصه زندگي دوستان عزيزم من زمانيكه تصميم گرفتم من ميگويم انف تو نگو انف برای خندیدن ....... وبلاک نویسا ن فارسی زبان يك خاطره از شاه عباس اشاره به داستان شاه و دختر گداهه ناصرالدین شاه ودختر گداهه زن در ایران جلد 21 كتاب ما جرا هاي زندگي ... مسئله دومقاله پي در پي كشف حجاب دوستان درمقاله قبلي جواب دوستي دانشجورا در مورد حجاب باستاني دا دم خاطراتي از كشف حجاب پست هفتم بغداز 42 پست گذ شته وقتي قرار است پست پنجم جدید(اجداد) پست اول جديد درقالب يك وبلاك يكماهه كه در آخر وبلاك اظهار نظز شود مقالات متنوع درمورد تاریخ ایران پست41 پست40 پست39 پست 38 پست37 پست 36 پست35 پست34 پست33 پست 32 پست 31 بقيه پست 31 پست 29 ست 29**ادامه مقالات ماجرا هاي زندگي دومین مقاله فروردین 1386 درمورد پیشنهاد دوستان مشفق در اظهار نظر های خودشان دومين مقاله فروردين جمع جور كردن وبلاگ هاي قبلي وورود بسال 1386 شمسي هجري و24/3/2007 امروز روز ملی شدن صنعت نفت ایران است هرکه خود غافل ز آینده شود.... ارزیابی های دیروز با امروز2 ارزیابی های دیروز با امروز1 چه میشد 0 چه میشد آرشيو پیوندها پيوندها
استادناتموک-شیرین تموک-شیرین تمدن ايران(گروهي)تقویم تاریخ ملت ایران مجتمع مسكوني مترو آفرينش.كام گذرمعمارانه 0علي اركاني) مزون سارا خسي در ميقات ساراي سپهر آواز باران اشكان هكر زيبا ترين عكس هاي دنيا مجري واقعي تور هاي ار منستان حيات نامه اولين سايت بين المللي نقاشي كو دكان انتخا باتریا ست جمهوری 1388 موج سوم قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |