


من یعنی اینجا نب؟ نه دعوی نبوت و پیامبری وامامت دارم ونه دعوی فقه و فقاهت وبطور کلی بقول امروزی ها /؟؟/ نه بر خود روئی سوارم * نه چو وانت زیر بارم * نه خدا وند دلارم * نه غلام این و آ نم؟مانند سعدی هم نفسی نمیکشم که عمری آسوده بسر آرم * بلکه این ا دعا را دارم که بگویم حلقه ئی بر گردنم افکنده دوست * میبردهر جا که خا طر خواه اوست/؟؟/
بار ها گفته ام و بار دگر میگویم نمیدانم چرا وبرای چه گه گا هی جلوه ئی از کمال دوست را یا بصورت ظا هر ویا در روئیا میبینم * بطور یکه در حدود 26 سال قبل در یکی از روئیاها مشاهده نمودم در یک سالن سر پوشیده وسیع نشسته ام که تمام صحنه سالن پوشیده از مه غلیظ بود بصور تیکه اشیاء بسیار کم رنگ مانند سایه دیده میشد * که نا گهان در میان همهمه جمعیت ندا ئی بلندرا شنیدم کسی مرا بنام صداکرد ((محمد علوی ؟)) جواب دا دم من هستم صدا گفت تو بر گزیده خدا وندی که بگوئی وبنویسی ... جواب دادم بر گزیده خدا وند محمد مصطفی و عترتهای او میباشند صدائی دیگر بلند شد من پیا مبرم وعترت ها یم معلمان این پیامبری میباشند وتو برگزیده شده ئی که بگو ئی وبنویسی /؟؟/
بعداز دیدن این خواب کامپیو تری خریدم و شروع بنویسندگی نمودم تا امروز حدود 25کتاب در موارد تاریخ تمدن ملت ایران در پرتو اسلام محمد مصطفی وعترتهای معصومش و ماجرا های زندگی نبشسته ام وبیش از 900مقاله دراین وبلاگ به یادگار گذارده ام ومقداری از وقتم هم برای روضه خوانی های خودم تلف شد ونا گهان چندروز قبل گرفتار آنژین صدر ی وکرنل قلب شدم وروانه بیمارستان گردیدم
بعد دوروز معجزه ئی رخ داد که موجب تعجب پزشک معالجم شد وبصورت ظاهر روانه منزلم شدم در حالی که میدانم وقتم تما شده وصورم زده شده است ومن رو سیاه خلاف امانتی کرده ام که بعهده گرفته بودم/؟؟/ واین تعهد را ببو ته فرا موشی سپردم وامروز پس ازدوروز بر گشت به خانه برای جبران ما فات تصمیم گرفتم این مقاله را کوتاه یا بلند وموجز بوسیله این وبلاگ بعرض حد اقل فارسی زبانان برسانم واتمام حجت کنم وخود دانند که گوش بدهند یا ندهند وبقول حافظ وظیفه من دعا کردن است و بس در بند آن مباش که نشنید یا شنید/؟؟/
آهای های انسان ها ئیکه خودرا به نادانی میزنید وبرای هرکاری تقلید میکنید ونمیدانید که تقلیبد باید از راه فکر کردن واندیشیدن وعشق ورزیدن وعقل و منطق بکار بردن در پرتو خرد یا وجدان که جایگاه عرش خداوند است که در نهاد هر انسانی جای دارد * نه اینکه هر رهکار شیطانی را از روی تزویر و حیله های شیطان نفس خود مورد تقلید قرار دهید وبقول عوام بگوئید نگاه بدست ننه کردم وما نند ننه قر بیل نمو دم/؟؟/
بخدا بخدا همه شما ها گم کرده راه ها ئی هستید که اسیر نفس شیطانی خود هستید که نمیگذارد یک لحظه فکر کنید که چه بودید وچه شدید وچه خواهید شد وعاقبت تان بکجا میرسد عده ئی که نمیخواهم چیزی بنویسم که بوی توهین ندهد (( توی کله هایتان کرده اندپس از ملیارد هاسال قیامت میشود ودر آن روز انسان غار نشین وبالای درخت رو های جنگلی باتفاق امم پیامبران بعدی وانیشتن های سیاسیت باز در مقابل خدا می ایستند وفرشته گان بهشتی سیب و گلابی وحوری غلمان به بهشتیان تعارف میکنند وسیخ ودرفش و زقوم نصیب جهنمیان مینمایند/؟؟/
آهای ها ای انسان نگاهی بتصویر های متعددمن در تیتر این وبلاک بینداز وبنگر چه شکل ها که نشدم حتی دانشمندی چون خیام هم میگویدخیام اگر زباده مستی خوش باش با لا له رخی اگر نشستی خوش باش فردا که از این دیر کهن در گذری با هفت هزار سالگان سربسری وجواب همه این لا طا ئلا ت بقول داش مشدی ها آ ها زکی میبا شد تعجب میکنید/؟؟؟؟؟/
پس گوش کنید این سال ها و ماه ها روزو ساعت ها وقرن و قرن ها که برای خودتان درست کرده اید همه اش پوچ و هیچ است /؟؟/ زا ئیده افکار بشر است که برای خود وقت حرکت کردن درست کرده است در حالیکه در این کائنات گسترده در لا یتناهی وقت وزمان وجود ندارد همه در حرکت هستند وهر حرکتی بجایشس که رسید از سر شروع میکند تا تکامل یابد در آنچه که قانون خدا شاملش نموده خدا وند هم میفرماید من همیشه بیدارم ونمیخوابم وهمیشه در حال قیام هستم /؟؟/
ای انسان روح تو از امر من آمده نه از خلقها وعلت ها ومعلول ها تورا در مشیتی اسیر این خاکدان نموده ام وباز بمن برخواهی گشت کیفَ تَکفرونَ للله کُنتُم امواتَاٌ وَ اَ حیَنا ثُمَ یمیتِکُم و ثُمَ علیهِ تُر جِعو ن/؟؟/درجای دیگر میفرمایدای بنی آدم آیا با من پیمان نبستی که پیروی شیطان نفس خودرانکنی در حالیکه بتو آموختم نفس تو شیطانیست رانده شده وبرای تو دشمنی آشکار است این همه نشانه ها سر راه تو گذاردم تفکر نکردی تعقل ننمودی* حال بنگر جهنم ها ئیکه برای خودت ساخته ئی خدا میفرماید در کارها یت مسئول خودت هستی چرا با قرآن مشاعره میکنی کارهای نامعقول شمرده شده ات را در سوره یس بر سر گورستان ها برای استخوانهای در حال پوسیدن میخوانی/؟؟/
نمیدانی که از نطفه گی به کودکی ونو جوانی وجوانی وکمال و پیری رسیدی که سرنبشت جسد تو میباشد از خاک برخواسته وخاک خورده وخاک خواهد شد نمیدانی مانند کامپیوتر نرم افزاری با رمزهای گوناگون همیشه زنده ومسئول جواب پس دده /هستی ؟؟/ نمیدانی که تا این کائنات زنده وچر خنده است تو در حال روندگی وگردیدن هستی زمانی که ماشین وهواپیما وکشتی در سر راه افکا ر واندیشه های تو قرار گرفته چرا مانند گذشته سوار خر لنگ میشوی ورنگ هین هین وچش چش میگیری خودت از کار هایت خجالت نمیکشی/؟؟/
آهای های ای انسان درست است که من تورا از نطفه وکودکی باین سن در جامعه انسانی رسانیده ام تورا هم معلم خودت وهم معلم جامعه قرار داده ام چرا خودرا به دریوزگی میزنی وگدائی میکنی وبرای گدائی کردن جنایت ودزدی هم میکنی برای خودت قوانین حقوقی وکیفری میسازی وحتی از عیسی شرم نمیکنی که گفته است اولین سنگ رابرای قضاوت کسی پر تاب کند که آن سنگ را با قوت وجدانش پرتاب کننده باشد نه بازور توصیه وفرمان ورشوه اربا بان زرو زور /؟؟/
ای مسلمان نماز میخوانی ونمیدانی نمازت چیست/؟؟/ نمازت چیست با او راز گفتن نیاز خویش با وی باز گفتن که پی در پی بدون مکس تنفس کردن فر موده * برپا دارید نمازرا که بدهید زکات برداشت هایت را ازملک خدا* که بدهی به اقربای خودت ویتیمان نه آن کسانیکه فقط پدر مادرانشان مرده اند ؟ بلکه یتیم ها ئیکه پدران ومادرانشان قادر به تعلیم وتربیت ورفاه شان نیستند توهم دراین تعاونی خدا وند شریک شو وکمک کن به مسکینانی که وسیله امرار معاش ندارند وسیله سازی کنید برای تولید کار تا مسکینان هم بتوانند کار کنند وروزی خودرا از سر سفره خدا بردارند * نه اینکه دزد و ارازل گردند وبجان جامعه افتند و جامعه ها را به نکبت بکشند* کمک کنید به مها جرین از کا شانه دور شده اما شما ها چه میکنید برای خدا حساب سازی میکنید که مشمول دادن زکات هستید یاخیر؟/ وچون دزدان وغارتگران دفتر قلابی میسازید که حق دیگران را ندهید
آ های های پیروان اعمه اطهار ومنتظران آمدن وظهور منجی بله او خواهد آمد نه آنکه خود بخواهد وبداند که کی می آید او هر وقت که خدا بخوا هد خودرا معرفی خواهد کرد اوهم مانند همه افراد بشر از خدا آمده ونهایت این است که با من وشما در ماهیت دانائی فرق بسیار با او هست و به همین دلیل است که هم معلم است وقاضی اجرا کننده ومیداند در ظهورش چه باید بکند ومسلم است که این معلم بشاگردان تنبل خوابیده زیر بار هزاران هزار نادانی واحمقی نمره بالای صفر نمیدهد ومسلم است اینگونه شاگردان حتی لیاقت حمالی کردن زمان اورا هم ندارند/؟؟/
ومسلم است که این قاضی مامور خداوند باصطلاح مورا از ماست میکشد مانند قضات زمان مانیست که زیر بار رفتارهای خشن عهد عتیق برود بنا براین افسران وسربازان او تماما وبدون استثنا دانشمند ودانش پزوه واز ظلمت جهل بنور علم و دانش رسیده اند که خدا وند ولی آنان است واو تنها رهبری دارد ورهبری که هیچ موجودی نزد او خودی وبی گانه نیست ؟؟// اصولا مگر با ور ندارید دور او زما ن آخر زمان است /؟؟/
چیزی را که نمیدانید برزبان نیا ورید وبا ید بدا نید که من وشما قیامت ها وبلندو کو تاه شدن ها تا قیام روز موعود در پیش داریم کارهای امروز مان افکار امروز ما پل های فرداهای ما میباشد قدری فکر کنید واندیشه کنید به مردمان عصر حجر که در قبرهای خود ظرو ف غذا وآب میگذاردند که در برگشت بی قوت لایموت نمانند /؟؟/
قدری فکر کنید به عا رف خردمند عریان چند صد سال قبل از گا لیله ونیوتون که فریاد میزد اگر دستم رسد بر چرخ گردون /؟؟؟؟/ نمی پرسم که این چند است و آن چون * یکی را داده اند صد نازو نعمت یکی را نان جو آ لوده درخون/؟؟؟/ خداوند مهربان بخشایش گر عادل است وهرکس با ترازوی زندگی های گذشته اش وارد بازار چرخش های زمین بدور خورشید میشود شاید تکامل یا بد وجزب خورشید واقعی الست گردد ونخواند ونگوید بشنو ازنی چون حکایت میکند از جدا ئی ها شکا یت میکند از نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مردو زن گرییده اند هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من/؟؟/
بله دوست من اگر تو ومن قبو ل کنیم که این محنتی که میکشیم از تنگی قفس کفران نعمتی است که در باغ کرده ایم /؟؟؟/ چند مینالی برای پیرهن تن رها کن تا نخواهی پیر هن/؟؟بله دوست من بله پیراهن آن نیست که مارا از سر ما و گرما محفوظ میکند یا نان و آب نیست که ماشین بلدن مارا حرکت میدهد که در این امر آیه کوبنده قر آن است که میفرما ید(( قُل اَ مَرَ رَ بی بِلقِسط)) بگو امر خدا وند است که با ترازو زندگی کنید یعنی خواسته های جسد شما از خورو خواب و خشم وشهوت باید در یک کفه ترازو وخواسته های روح انسانیبت شما فکرو اندیشسه وعشق و عقل در لفافه خرد و وجدان در کفه دیگر ترازوی زندگی شما مساوی هم باشد تامتقی بحساب بیا ئید وکم و زیاد آن شمارا تبدیل به شیطان میکند یعنی بکوش وعلم بیاموز ودر پرتو علم و دانش زندگی کن تا نخواهی پیراهن های از مال دزدی وکلک وحقه بازی وحیله وتزویر چه در راه معنوی وچه در راه مادی زندگی کنی در واقع آدمی باشی که خدا تورا خلق کرده ونه شیطانی که نفس امر کننده جسد تو تورا به بغوله هاوهزار پیچ های غار های زندگی پر تاب کرده؟ //؟؟/ که حافظ هم سروده مباش در پی آ زارو هر چه خواهی کن* که در شریعت ما غیر این گنا هی نیست/؟؟/
خدا حافظ دوستان من دیگر وقتم بجا ئی رسیده است که درونم فریاد میزند بشکن این قفس ای روح پرواز میکن* چرابال و پر شکسته در این خاک دانی واگر توفیق داشتم ومغزم وقلبم کمکم کرد باز در خدمت شما قلمی بر کاغذ کا مپیوتر خواهم زد درود
این اشعار عارفی است ربانی در عهد کیخاتون مغول بنام احمد تکو دار که واضع اسکناس بنام تومان بود که میگفت هرکس این اسکناس ها در جیببش باشد برایش مشکل نیست که قیمت کالاا جقدر است میتوتاند هرچه گران باشد بخرد/؟؟؟/ ولی قضیه خودی وغیرخودی پیشس آمد واقلیت خودی ها هرچه خواستند خریدند مانند قند رون که در آن زمان بجای آدامس امروز مصرف میشد وناخودی هاکه در اکثریت بودند محروم از این اسکناس ها حتی برای خرید نان و دارو شدند وانقلاب کردند وسر بداران تومار اورا بر چید وباز کالا با کالا بجا ی اسکنا س در کار آمد/؟؟/
این عارف بزرگوار در آن زمان در مورد بهشت سروده است** بنزد تو اگر خوردن بهشت است**پس این دنیا بهشت است و چه زشت است** بجنت گر پی خوردن روانی **بز ندان طبیعت در بمانی ** هر آ نکس را که باشد عقل همراه ** نجوید مطبخ الی حضر ت شاه**توخود خوردی جهان خوردت جهان نیز **چرا دیگرچنان با شد جنان نیز**مپرس از جنت و نان و نوالش**مترس از دوزخ ونارو نکا لش ** علی کردار باش از هردو آزاد ** بجز در بندگی حق مشو شاد**بلارا با ولایش شو خریدار**که کار او لیا این است هموار**بدنیا خوردی و در آخرت هم ** همه فکر شکم هر جای و هر دم ** دراین دنیا خوری ای شخص آ گاه ** در آنجا هم خوری استغفر الله**بهشت ای بی خبر قرب خدا دان** بدوزخ در دلت از حق جدا دان
آ مار باز دید کنند گان از این مقاله
بازديد روزانه 7 روز گذشته
تاريخ
تعداد بازديد
4 ارديبهشت 1389 -- ديروز
72
3 ارديبهشت 1389
63
2 ارديبهشت 1389
55
1 ارديبهشت 1389
97
31 فروردين 1389
82
30 فروردين 1389
66
29 فروردين 1389
76
فروردین1389 28 36





